تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - وسواس فکری چیست؟
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
شنبه 1 مهر 1396 :: نویسنده : مهدی


وسواس فکری به تکرار افکار و اندیشه های مزاحم و اجباری در ذهن بیمار گفته می شود. این افکار و اندیشه ها در بیشتر اوقات ماهیت منفی دارند. بیمار مبتلا به وسواس فکری به سختی می تواند در برابر این افکار منفی مقاومت کرده و به آنها فکر نکند، در نتیجه تفکرات و خیال پردازی های اجباری ناراحتی های غیر قابل توصیفی را برای فرد بیمار به وجود می آورد. زیرا هر گاه بیمار فکری را دنبال کرده و یا اندیشه ای را به سر انجام می رساند و برای آن در ذهن خود راه چاره ای پیدا می کند، تا خود را از دست پیامدهای سو آن اندیشه نجات دهد، بار دیگر بنیان اندیشه های او فرو ریخته و ذهن او را آشفته می سازد! حال بیمار باید بار دیگر در ذهن خود راه چاره ای برای ناراحتی های خود پیدا کند، اما آیا او موفق خواهد شد؟ اگر بیمار موفق نشود همواره مضطرب، افسرده و نگران خواهد بود، و اگر هم موفق شود، توفیق او به درازا نمی کشد، زیرا فکر وسواسی همواره در ذهن بیمار کمین کرده است! بسیاری از بیماران معمولا هیچ گاه طرز تفکر خود را برای کسی توضیح نمی دهند و برخی دیگر نیز که افکار خود را با دیگران در میان می گذارند، به امید آن که شاید یاوری برای خود پیدا کنند، متهم می شوند! زیرا افکار آنها برای دیگران بسیار بی اهمیت و بی اساس است و فکر کردن به این موضوعات در نزد دیگران مفهومی ندارد. اما واقعیت آن است که در اکثر اوقات این تفکرات بی پایه و بی اساس زندگی را برای بسیاری از بیماران مبتلا به وسواس فکری با مشکل مواجه می کنند، اما با این وجود آنها گاهی سالیان متمادی به روانپزشک مراجعه نمی کنند! و این بزرگ ترین اشتباه ممکن است...





نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 مهر 1396 08:06 ب.ظ
ممنون از مطالب خوبتون ان شالله همیشه شاد و سلامت باشید . وقتی وبلاكتون را میخونم دنیای از امید به سراغم میاد و امیدوار میشم.
مهدی سلام، خداروشکر...به امید سلامتی همه شما
چهارشنبه 12 مهر 1396 06:00 ب.ظ
سلام خدمت آقا مهدی گل و همه ی همدرد های خودم تو این سایت,امیدوارم به حق امام زمان همتون خوبه خوب بشین,من تقریبا از سال ۸۹_۹۰ این سایتو تعقیب میکنم,من توی همون سال بود که دچار وسواس فکری شدید مذهبی شده بودم,ولی شکر خدا بعد از دو سال از گذشت بیماری کاملا مریضیم بهبود پیدا کرد و الان سه ساله که تازه دارم از زندگیم لذت میبرم,میخوام بهتون بگم که اصلا نگران نباشید و خودتونو نبازید,من هم در مورد خدا و پیغمبر فکرای ناجور به سرم میزد و خیلی آزار دهنده بود,اولای کار خودمو به بی خیالی میزدم ولی نمیشد و عذاب وجدان و گریه امان از من بریده بود و از خدا شاکی بودم که چرا من که از بچگی اهل نماز و روزه بودم و به خدا اعتقاد داشتم باید این بلا سرم بیاد و بعضی وقتا از شدت فشار عصبی چنان ضرباتی به سر و صورتم میزدم که تا چند روز درد داشتم,بعد از این مدت با خودم گفتم که باید به این سؤال ها و صدای آزار دهنده ای که از درون داشت منو نابود میکرد یه جواب پیدا کنم,و بلافاصله شروع کردم به تحقیق در مورد دین و نشانه های وجود خدا و خواندن قرآن,سعی کردم به دستورات دین عمل کنم,مخصوصا احترام شدید به پدر و مادر,و تو مراسم های مذهبی و دعای کمیل و ندبه شرکت میکردم,و کم کم برای سؤال های آزار دهنده ی شیطانی چنان جواب های قاطعی پیدا کردم که به لطف خدا دیگه اون صداها آزارم نمیداد و بعد از یه مدتی کلا قطع شد,اینم بگم که تو جریان تحقیقاتم سخنرانی های استاد راعفی پور خیلی خیلی خیلی کمکم کرد,و خدا رو شکر الان سه ساله که خوبم,فقط خواستم بگم اصلا ناراحت نباشین و اینکه تو جریان تحقیقاتتون مواظب باشین که به سایت های شبهه افکن و مخالف دین وارد نشین تا از بی تجربگی شما سو استفاده بشه و وضعتون بدتر بشه و اینکه رابطه ی خودتون رو با خدا و امام زمان بیشتر کنین,خدا از رگ گردن بهتون نزدیکتره و میدونه که این افکار شیطانیه و خواست شما نیست,نماز شب بخونین و تو دل شب به خدا بگین که خودت میدونی این افکار مال من نیست و خدایا میخوام به من حسن ظن در مورد خودت عطا کنی,بالاخره ما هم تو این دوره ی آخرالزمان اینطور بوسیله ی خدا امتحان شدیم و قسمتمون این بوده,ولی این بیماری میتونه تو زندگیتون یه نقطه ی عطف باشه,پس صبر جمیل پیشه کنین و به خدا توکل کنین,یا علی,در پناه حق
مهدی سلام. خیلی خوشحالم که این حرف ها را می شنوم، و به خاطر همین باز خورد های مثبت، ان شاءالله تغییرات بسیار مفیدی در این سایت در آینده شاهد خواهید بود. به امید سلامتی همه شما، مهدی
جمعه 7 مهر 1396 03:26 ق.ظ
سلام. ممنون از مطالب خوبتون. مدتی هست ک به وسواس فکری مبتلا هستم و هر از گاهی این افکار منفی شدت پیدا میکنند و خیلی اذیتم میکنند،5 البته سعی کردم با مسافرت یا کتاب این افکار رو دور کنم اما هنوز ب طور کامل موفق نشدم.(علت شدتش هم از دست دادن یکی از اقوام و فارغ التحصیلی و پیدا نکردن کار و در رابطه قرار گرفتن با یک ادم استرسی و روحیه حساس خودم هست ک همه این مسائل تقریبا همزمان صورت گرفته ). فکر می کنید بدون دارو ، درمان امکان پذیر هست؟ از مصرف دارو و عوارض جانبیش می ترسم. لطفا راهنماییم کنید. ممنونم
مهدی سلام، ترس از دارو خود یک رفتار وسواسی است. وقتی کسی تلاش می کند اما نمی تواند بر افکار خود حکومت کند، یعنی به دارو نیاز دارد و بدون دارو تلاش های او به جایی نمی رسد. وقتی شرایط محیطی فرد بیمار به نفع او تغییر پیدا کند، و استرس های محیطی او کاهش پیدا کنند، و یا بیمار نگرش خود را به گونه ای مدیریت کند که از محیط خود تاثیر منفی نپذیرد، احتمال موفقیت او با دارو و یا بدون آن افزایش می یابد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.