تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - سپاس وبلاگ شما از نگاه شما
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
سه شنبه 9 آذر 1395 :: نویسنده : مهدی

به اندازه تمامی ثانیه هایی که نگاه هاتون رو هزینه وبلاگ شما می کنید، سپاس گذارم...

خواهش می کنم نگاه تون رو از وبلاگ شما دریغ نکنید...

وبلاگ شما همیشه منتظر نگاه شماست...





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 آذر 1395 03:55 ب.ظ
سلام خدمت آقا مهدی گل و همه ی همدرد های خودم تو این سایت,امیدوارم به حق امام زمان همتون خوبه خوب بشین,من تقریبا از سال ۸۹_۹۰ این سایتو تعقیب میکنم,من توی همون سال بود که دچار وسواس فکری شدید مذهبی شده بودم,ولی شکر خدا بعد از دو سال از گذشت بیماری کاملا مریضیم بهبود پیدا کرد و الان سه ساله که تازه دارم از زندگیم لذت میبرم,میخوام بهتون بگم که اصلا نگران نباشید و خودتونو نبازید,من هم در مورد خدا و پیغمبر فکرای ناجور به سرم میزد و خیلی آزار دهنده بود,اولای کار خودمو به بی خیالی میزدم ولی نمیشد و عذاب وجدان و گریه امان از من بریده بود و از خدا شاکی بودم که چرا من که از بچگی اهل نماز و روزه بودم و به خدا اعتقاد داشتم باید این بلا سرم بیاد و بعضی وقتا از شدت فشار عصبی چنان ضرباتی به سر و صورتم میزدم که تا چند روز درد داشتم,بعد از این مدت با خودم گفتم که باید به این سؤال ها و صدای آزار دهنده ای که از درون داشت منو نابود میکرد یه جواب پیدا کنم,و بلافاصله شروع کردم به تحقیق در مورد دین و نشانه های وجود خدا و خواندن قرآن,سعی کردم به دستورات دین عمل کنم,مخصوصا احترام شدید به پدر و مادر,و تو مراسم های مذهبی و دعای کمیل و ندبه شرکت میکردم,و کم کم برای سؤال های آزار دهنده ی شیطانی چنان جواب های قاطعی پیدا کردم که به لطف خدا دیگه اون صداها آزارم نمیداد و بعد از یه مدتی کلا قطع شد,اینم بگم که تو جریان تحقیقاتم سخنرانی های استاد راعفی پور خیلی خیلی خیلی کمکم کرد,و خدا رو شکر الان سه ساله که خوبم,فقط خواستم بگم اصلا ناراحت نباشین و اینکه تو جریان تحقیقاتتون مواظب باشین که به سایت های شبهه افکن و مخالف دین وارد نشین تا از بی تجربگی شما سو استفاده بشه و وضعتون بدتر بشه و اینکه رابطه ی خودتون رو با خدا و امام زمان بیشتر کنین,خدا از رگ گردن بهتون نزدیکتره و میدونه که این افکار شیطانیه و خواست شما نیست,نماز شب بخونین و تو دل شب به خدا بگین که خودت میدونی این افکار مال من نیست و خدایا میخوام به من حسن ظن در مورد خودت عطا کنی,بالاخره ما هم تو این دوره ی آخرالزمان اینطور بوسیله ی خدا امتحان شدیم و قسمتمون این بوده,ولی این بیماری میتونه تو زندگیتون یه نقطه ی عطف باشه,پس صبر جمیل پیشه کنین و به خدا توکل کنین,یا علی,در پناه حق
مهدی سلام بر امیر عزیز، خداروشکر که خوب شدی و خداروشکر که وبلاگ شما رو فراموش نکردی، بازم بیا، ما ها قراره همه با هم زندگی کنیم، منم سعی می کنم تلاش بیشتری برای ارتقاء این وب داشته باشم...خداروشکر که این بیماری نقطه عطف زندگی شما هم شده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.