تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - خوشحال باش
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
جمعه 28 آبان 1395 :: نویسنده : مهدی

در مسیر زندگی فقط به سرعت خود توجه می کنیم و اگر سرعتمان کاهش یابد ناراحت می شویم اما هیچ وقت توجه نمی کنیم جهت حرکت ما صحیح است یا نه؟

این بیماری به خوبی این موضوع را به ما آموزش می دهد...به جای اینکه از سرعت کم خود ناراحت باشید، با درک هدف زندگی، سبک زندگی و جهت حرکت خود را اصلاح کنید و خوشحال باشید...

آیا تا به حال اندیشیده اید چرا انسان آفریده شده است؟

هدف از آفرینش انسان چه بوده است؟

خوردن، آشامیدن و تولید مثل، قصه همه موجودات است...

ما رسالت دیگری داریم... ناراحت نباش!





نوع مطلب : رفتار درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 دی 1395 09:33 ب.ظ
سلام خوبی مهدی جان؟هروقت حالم بد میشه میام وبلاگت و کلی انرژی میگیرم من الان حدود هفت ماهه دارو استفاده میکنم دو ماهه چاق شدم و این چاقی خیلی اذیتم میکنه من هیکلم عین مانکن ها بود ولی الان کلی بهم ریخته صورتمم تپل شده دکترم میگه برو ورزش، ولی افتادم رو لجبازی یکی دو ماهه دوست ندارم از خونه بیام بیرون ،کلی از کلاسای این ترمو نرفتم درس زبان تخصصی حذف شدم، کل روزو کنار بخاری دراز میکشم و میخوابم پروژه های دانشگام مونده شب ساعت 10میخوابم 12روز بعد بیدار میشم دوباره از ساعت یک میخوابم این زندگی مزخرف من شده روانشناسمم از دستم خسته شده خونوادمم همینطور کلی با خونوادم جنگیدم سر قرص خوردن خودمم خسته شدم فکر میکنم دیگهنمیتونم خودمو جمع و جور کنم راهنماییم کن نمیدونم چیکار کنم یا اینکه بگم میدونم و تواناییشو ندارم واقعا هر کاری میکنم از جام بلند شم نمیتونم
مهدی سلام. ممنون، این هفت ماه که دارو خوردی بهتر شدی؟ چه داروهایی تو این هفت ماه خوردی؟ در دو ماه اخیر چه داروهایی خوردی؟ اسم داروها رو بگو تا جواب بدم! البته دکتر درست میگه حتما برو ورزش، منم که گفتم یه راه حل جواب نمی ده، باید به همه توصیه ها یا حداقل بیشتر راه حل های توصیه شده پایبند باشید...ورزش خیلی خوبه! رفتارهای شما تظاهرات بیماری افسردگی اساسی است، خودت نیستی، خودت باش...
چهارشنبه 3 آذر 1395 11:37 ق.ظ
این متن خیلی خوب بود
میشه یکم بیشتر درموردش بنویسید؟
مهدی ما برای زنده گی کردن آفریده نشده ایم، ما برای زندگی کردن آفریده شده ایم...زندگی کن و این را با زنده گی دیگران مقایسه نکن، چون تحقق زندگی انسانی نیازمند پایبندی به رسالت انسانی است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.