تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - نا امید نباش قهرمان
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
دوشنبه 10 آبان 1395 :: نویسنده : مهدی

ای تویی که نا امیدی!

بدان همیشه در میدان مبارزه هستی

اگر قوی و صبور باشی

و

فنون مبارزه را یاد بگیری

همیشه پیروز این میدان تویی

پس

نا امید نباش قهرمان!

مبارزه کن...





نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 11 فروردین 1396 09:18 ب.ظ
سلام اقا مهدی عزیز من یک دختر 30 ساله ام به زندگی هیچ امیدی ندارم نه شغلی نه ازدواج نه انگیزه ای برای ادامه حتی هدف زندگی ام را هم پیدا نکرده ام انقدر زندگی ام به هم گره خورده که نگو خانواده ام از من خسته شده اند من سالهاست بیماری وسواس دارم دیگه خسته شدم دکتر روانپزشک هم رفتم برام سرترالین ترانکوپین کلیدینیوم سی نوشته ولی چون حدود 10ماهی میشه که پای راستم درد میکنه سوزن سوزن میشه وداغ میشه میترسم چون از عوارض سرترالین التهاب و سوزن سوزن شدن پاست من این داروهارو بخورم راستش من زیاد بلا سرم میاد توی این ده ماه به جز درد پای راستم پای چپم مدتی سوخت والان هم انگشت پای راستم شکسته زیاد مریض میشم و مریضی های زیادی دارم دیگه خسته شدم نمیدونم چرا اومدم این درددلا رو اینجابنویسم بارها سعی کردم به سمت خدا برگردم ولی نمیشه حتی به خاطر افکار مزاحم نمیتونم نماز بخونم اونقدر خسته ام که دوست دارم بمیرم ولی چه فایده اون دنیا هم حتما جای من جهنمه نمیدونم درسته ازتون بخوام برام دعا کنین یانه گاهی با خودم فکر میکنم چون به قولهام با خدا وفا نکردم زندگیم اینطور شدهولی الان هم که میخوام عمل کنم همش اتفاقی میفته که نمیشه سعی میکنم عادتای بدم مثل غیبت و ... کنار بگذارم ولی ادما اینقدر منواذیت میکنن که صدامو در میارن راستش دیگه هیچکس رو دوست ندارم حتی خودم رو چه کار کنم
مهدی سلام
1. امیدوار باشید و صبر کنید.
2. نترسید و داروهاتون را مصرف کنید، سوزن سوزن و...به خاطر بیماری اعصاب شماست و نه از عوارض دارو...، دارو مصرف نکردن شما از روی ترس نیست و از روی وسواس است.
3. بلاهایی هم که بر سر شما می آید به خاطر همین بیماری است، این بیماری باعث می شود بیمار نتواند درست فکر کند، تمرکز کند، تصمیم بگیرد و حتی راه برود، مواظب خودتان باشید و درمان را جدی بگیرید.
4. توبه کنید و به آغوش خدا باز گردید، او منتظر شماست.
5. امیدوار باشید و به تلاش های خود ادامه داده و دعا کنید و صبر...
به امید سلامتی شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.