تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - گام های سلامتی
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
پنجشنبه 25 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی
  • درک معنای زندگی
  • تغییر و اصلاح سبک زندگی
  • هرگز تسلیم نشو
  • همیشه امیدوار باش
  • همیشه تلاش کن
  • دارو درمانی
  • معنویت درمانی
  • رفتار درمانی
  • روان درمانی
  • کتاب درمانی
  • ورزش درمانی
  • موفقیت در انتظار توست...






نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 8 آبان 1395 01:25 ب.ظ
سلام من قبلا وسواس داشتم اماخوب شدم خیلی تلاش کردم.امادرست زمانی که احساس میکردم کاملاخوب شدم برگشته داره زندگیموازم میگیره میخوام نامزدیموبهم بزنم
مهدی صبر کن...دوباره خوب میشی...اگه قوی باشی پیروز این میدان همیشه تویی...مثل من...نا امید نباش قهرمان
شنبه 8 آبان 1395 01:23 ب.ظ
سلام من قبلا وسواس داشتم اماخوب شدم خیلی تلاش کردم.امادرست زمانی که احساس میکردم کاملاخوب شدم برگشته داره زندگیموازم میگیره میخوام نامزدیموبهم بزنم
مهدی سلام. داری بزرگترین اشتباه زندگیت رو می کنی...بیماری تو دوباره می ره و برگشتن اون دست خودته...اما...نزار نامزدت بره...چون برگشتنش دست تو نیست...اون وقت آسمون رو هم که بیاری زمین دیگه فایده نداره...اشتباه نکن!
جمعه 9 مهر 1395 10:42 ب.ظ
خیلی وقته میخوام بیام وبگم بهترم و،ازت تشکر کنم به خاطر راه حل هات ،لبخند علی نصیبت
مهدی ممنون. از خدا سپاس گذار باشید. من کاری برای شما انجام ندادم...
جمعه 9 مهر 1395 10:32 ب.ظ
راستی یه پیشنهاد "یه دوست خوبم "که موقعیتتونو درک کنه ،بتونید از میون دوستاتون پیدا کنید، واقعا کمک کننده است من با کمک دوستم الان سه ماهه دارم دارو استفاده میکنم هر وقت دلم میگیره یا بیقرار میشم باهاش حرف میزنم البته وقتهای کمی هم با خدا صحبت میکنم که اون کلا یه دنیای دیگه است وبهتره بیشترش کنم چون با اون که حرف میزنی دیگه نه ترسی وجود داره نه اضطرابی انگاری راضی میشی به رضاش
جمعه 9 مهر 1395 10:25 ب.ظ
راستش خیلی وقته میخوام بیام وبلاگتو بگم خیلی بهترم وازت تشکر کنم و خوشحالت کنم، روشهایی که گفتی ،ورزش دارو درمانی روان درمانی، رو بکار بردم ولی هنوز توی رابطه با خدا مشکل دارم، فکر میکنم از دسته من ناراحته، احساس گناه دارم یکی از دلایل اینکه هنوز دارم تو درمان درجا میزنم هم همینه،اگه میتونی راهنماییم کن؟؟؟میدونی من امروز کتاب "از حال بد به حال خوب" شروع کردم به خوندن اون قسمتش که در باره "بیمارانه تحت درمانه" فهمیدم من تو اتاق مشاوره چقدر روانشناسمو اذیت کردم وبازی کردم به طور ناخودآگاه ...خیلی چیزها برای جلسه ی بعدی مشاورم یاد گرفتم، ازت به خاطرهمه چیز ممنونم انشالله که همه بیماران هرچه زودتر خوب بشن مخصوصا بیماران روحی
مهدی صبر کنید...
شما مشکل روحی ندارید، مشکل عصبی دارید...!؟ روی خودتون عیب نگذارید....
انسان موجودی سه بعدی متشکل از روح ، جسم و روان(دستگاه عصبی، ذهن، قابلیتی از مغز مانند نرم افزار کامپیوتر) می باشد...بیماری جسمی مانند بیماری قلبی، بیماری روحی مانند حسد، تکبر و دروغ گویی و بیماری عصبی که بخش نرم افزار مغز شما دچار مشکل می شود مانند وسواس فکری...
شخص مبتلا به بیماری عصبی می تواند بیماری روحی نداشته باشد یعنی بنده خداست...اما بیشتر افرادی که بیماری عصبی ندارند از بسیاری از بیماری های روحی رنج می برند و هیچ وقت برای درمان خود اقدامی انجام نمی دهند... بیماری عصبی باعث کاهش گناهان فرد در نزد خداوند می شود اما بیماری روحی یک گناه محسوب می شود و در نزد خداوند عذاب برای آن تعریف شده است....کتاب معراج السعاده راهنمایی برای درمان بیماری های روحی است که حدود صد سال پیش توسط عالم ربانی ملا احمد نراقی نوشته شده است لطفا ان را مطالعه کنید....مهدی
جمعه 9 مهر 1395 10:10 ب.ظ
سلام داداش مهدی...من باورم نمیشه که سه ماهه دارم دارو استفاده میکنم گاهی خیلی ناراحت میشم از اینکه بخاطر کنترل مغزم باید دارو بخورم ولی امروز که بعد از مدتها اومدم وبلاگت باورم نمیشد که اون حرفارو سه ماه پیش من زدم، من رفتم ورزش اولش سخت بود ولی الان بدون ورزش نمیتونم ، باورم نمیشد بتونم ورزش کنم، یه مدت رابطم با خدا خیلی خوب شده بود ولی الان احساس گناه ولم نمیکنه ولی امیدوارم به مرور زمان بهتر بشه،چند روز شروع کردم قرآن خوندن و ذکر گفتن آرامش بیشتری دارم،در کلهمه چیز الان بهتره الحمدلله ولی یه جوری شدم فکر میکنم اصلا به دارو احتیاج ندارم وهمه ی اینا بازیه
مهدی سلام. درمان دارویی خود را تنها زمانی می توانید قطع کنید که کاملا بر بیماری غلبه داشته باشید من اولین بار بعد از سه سال مصرف دارو در سال 90 داروهام رو قطع کردم....
چهارشنبه 31 شهریور 1395 06:07 ب.ظ
سلالم دوست عزیز
ممنون از راهنمایی هایی که کردین واقعا به دردم خوردن
فقط یه سوالی داشتم شما بعد از ترک دارو بیماریتون عود نکرد؟؟
اصلا دارو رو ترک کردین یا هنوز مصرف می کنین؟؟؟
مهدی سلام. چرا بیماری بارها عود کرد اما من هیچ وقت شکست نخوردم...هر بار که بیماری برگشت بهم یاد داد باید چه جوری زندگی کنم که دیگه سراغم نیاد یا اگه اومد خیلی زود بره....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.