تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - سبک زندگی
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
سه شنبه 16 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی

ما باید به گونه ای زندگی کنیم که برای آن آفریده شده ایم...






نوع مطلب : بازگشت به زندگی، رفتار درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 30 مهر 1395 04:39 ب.ظ
سلام ؛ زیباست
با آرزوی نیکی ؛ در پناه خدا
چهارشنبه 24 شهریور 1395 09:51 ق.ظ
سلام آقای مهدی ... ازتون واقعا تشکر میکنم خوندن نوشته هاتون منو اروم میکنه وقتی میفهمم خیلیا مثل منن و خیلیا هم درمون شدن فقط خودمون میدونیم که چه سختیایی کشیدیم سختیایی که تو اوج جوونی ادمو پیر میکنه. من از حدود شونزده هیفده سالگی متوجه افکار عجیب و غیر عادیم شدم نمیدونستم دلیلش چیه عذاب میکشیدم و گریه میکردم نمیتونستم هم به کسی بگم خجالت میکشم بقیه خیلی عادی و سالم بودن اما من نه ... گذشت و کمکم فهمیدم اسمش وسواس فکریه. اون موقع تا حدودی دچار افسردگی هم شده بودم ولی جرات مراجعه به روانپزشک رو نداشتم الان که 21 سالمه میخوام برم سراغ دارو درمانی . دعا کنید مشکلم حل شه. خداوند به من نعمت های زیادی داده هوش خلاقیت ولی تو این چند سال نتونستم ازشون استفاده کنم . این چند سال برای من تو تنهایی و غم و افسردگی و گوشه گیری گذشت . با خوندن مطالب شما به آینده و زندگیم امیدوار شدم . از خدا براتون بهترینا رو میخوام چون خیلی به من و امثال من کمک کردین. جدیدنا به من میگن که چقدر اخلاقت بهتر شده . ترم جدیدم شروع شده و درسام سخت و سنگینه همزمان میخوام درمون رو هم شروع کنم . واقعا محتاج دعاهاتون هستم . ان شا الله خدا یاور هممون باشه. یا علی
مهدی سلام. ممنون. خداروشکر که تونستم به شما کمک کنم. بله. امیدوار باشید و یا علی بگید و درمان را شروع کنید...با اراده، محکم، قدرتمند هم شروع کنید...از همه روش های درمانی توصیه شده تا حد ممکن استفاده کنید و یقین داشته باشید که پیروزی در انتظار شماست...تلاش کنید و صبور باشید...
دوشنبه 22 شهریور 1395 06:03 ب.ظ
سلام ممنون از جوابتون شاید باید دارو درمانی رو بیشتر ادامه میدادم نمیدونم ولی تو چند تا کتاب خوندم دارو تاثیر چندانی نداره و با قطعش ممکنه شرایط بیمار بدتر بشه . شما که موفق شدید از وسواس نجات پیدا کنید چه مدت مصرف کردید آیا به شما هم فلوکسیتین دادن ؟
مهدی سلام. بله. منم فلوکسیتین خوردم ولی چندان موثر نبود...البته بازم بگم در هر فردی یک دارو موثر واقع میشه و ممکنه همین فلوکسیتین داروی نجات یه نفر دیگه قرار بگیره...دارو درمانی مهم ترین رکن درمانه و بیشترین تاثیر رو در درمان ایفا میکنه...یادمه روانشناسم هم بهم می گفت دارو فایده ای نداره...شما باور نکنید...
جمعه 19 شهریور 1395 11:33 ب.ظ
سلام این اولین باری که وبلاگ خوب شما رو می بینم خیلی دلم گرفته بود بالای 10 ساله که به وسواس مبتلا شدم از ناراحتی نوشتم اگه وسواس نداشتم که اولین نتیجه وبلاگ شما بود تو بخش مربوط به وسواس که خیلیا نظر داده بودن سعی کردم سوالم و بپرسم که صفحه ارسال نظر باز نشد بخاطر همین اینجا مینویسم وسواس من از نوع مذهبی و پاکی و نجاست که طبق آخرین کتابی که خوندم بدترین نوع وسواسه قبلا قرص فلوکسیتین مصرف کردم فایده نداشت بیشتر کتابهای منتشره در مورد وسواسم خوندم ولی اثر نداشت دیگه خسته شدم یه زمانی من دختر خیلی زیبایی به حساب میومدم ولی الان فقط از متوسط بالاترم و به نسبت قبلم که اصلا زشت شدم از بس پوستم و میشورم واقعا فکرمیکنم اگه وسواس نداشتم زندگیم بهتر بود ازدواجم نکردم میدونم ازدواج با من خیلی سخته از 20 سالگیم وسواس گرفتم و الان 30 رو رد کردم بیشتر وقتم بخاطر وسواس لعنتی میگذره خستگی زیاد ،هدر رفت آب و اینکه نتونستم درسم و بیشتر از لیسانس ادامه بدم همش نتیجه وسواسم بود خسته شدم وسواس سرطان روح، میدونم وسواسم وسواس عملی ولی دیگه نمیدونم باید چیکار کنم نه قرص جواب داد نه کتاب هم کتاب نویسندگانی که رو وسواس کارکرده بودن خوندم هم کتاب وسواس آیت الله مظاهری تو برنامه سمت خدا سال 92 این کتاب و معرفی کردن به بیماران مبتلا به وسواس ولی من سال 87 این کتاب و خونده بودم انقدر پیگیر بودم ولی دیگه خسته شدم از هیچکدوم نتیجه نگرقتم چیکارکنم دنیا و آخرتم و دارم از دست میدم لطفا راهنماییم کنید
مهدی سلام. خیلی خوشحالم که خداوند وبلاگ شما رو باعث شادی دل شما قرار داده...من هر دو نوع وسواس را تجربه کردم، درمان وسواس عملی سخت تر از وسواس فکری نیست...شما دارو درمانی زیادی انجام نداده اید و این دلیل شکست تمامی تلاش های شماست...وقتی بیماری بر فرد غلبه دارد، بدون کمک از درمان دارویی رهایی از وسواس امکان پذیر نیست...از خدا کمک بخواهید و همیشه امیدوار باشید...شما باید داروی سازگار با بدن خود را پیدا کنید...در ضمن اگه وسواس نداشتم، شاید هیچ وقت نمی فهمیدم برای چی زندگی میکنم...مثل همه کسایی که فقط زنده گی می‌کنند... اگه برای مردم زندگی کنیم، چند سال دیگه ما را میندازن بیرون...همیشه برای خدا زندگی کنیم، خدا تنها خریدار ماست... زندگی یعنی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.