تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - چرا من به بعضی از سوال ها جواب نمی دم؟
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : مهدی

سلام بر مخاطبان عزیز وبلاگ شما

می خوام جواب یه سوال رو که دوستان خیلی می پرسن بدم و اون سوال اینه که چرا من به بعضی از سوال­ها جواب نمی دم؟

دلایل :

1.تکراری بودن سوالات

2. زیاد بودن تعداد سوالات

3.نداشتن وقت و در نتیجه سعی در پاسخ گویی فقط به سوالات مهم و غیر تکراری!

4.آشفته نشدن ذهن بازدید کننده عزیز به خاطر نظرات زیاد و کم اهمیت تر و دسترسی سریع به جواب سوالهای مهم...

5.گاهی اوقات مطلبی در متن سوال یا نظر وجود داره که قابل انتشار عمومی نیست مثلا یک توصیه یا مطلب نادرست؛ شماره تلفن یا ایمیل و....

6.من جزئیات حالات دوران بیماریم رو به خاطر ندارم و بعضی سوالات در این باره است که جوابش رو بلد نیستم و انتشار این سوال و جواب هیچ سودی برای بقیه نداره.

7.گاهی اوقات سوالات و نظرات از طرف شما خصوصی میشه و این عمل امکان پاسخ گویی رو از من می گیره...

8.من پزشک معرفی نمی کنم...چون با توجه به تجربه خودم و معرفی به چندین نفر و عدم نتیجه؛ این کار فایده ای ندارد.

9.من حق معرفی دارو ندارم واین کار از لحاظ شرعی و عقلی و قانونی درست نیست و دارو فقط باید توسط روانپزشک به صورت بالینی یعنی بعد معاینه حضوری و به میزان لازم برای هر فرد تجویز بشود و روند تاثیر و عوارض تحت نظر پزشک باشد.

10. من به سوال های مطرح شده از طریق بخش ارتباط با مدیر یا پست الکترونیک تنها در صورتی پاسخ می دهم که سوالات قابل طرح در بخش نظرات نباشد، لطفا تا حد ممکن سوال خود را از قسمت نظرات مطرح کنید.

.

11. امیدوارم به خاطر عدم پاسخگویی به سوالتون؛ از دستم ناراحت نشید...باور کنید اگه شما هم جای من بودید، نمی تونستید...کلی ایمیل و سوال برام ارسال میشه...آرزو می کنم هر چی زودتر خوب بشی و روزگار شاهد موفقیت تو و خنده های زیبایت باشه...برادر بد شما ...مهدی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 فروردین 1394 03:55 ق.ظ
سلام
آقا عرفان من میخواستم جواب شما رو بدم
منم مثل پسر شما افسردگی خیلی خیلی شدید داشتم و ۳ بار بیمارستان بستری شدم
میتونم بگم بیمارستان از دارو هم ۱۰۰ برابر بهتر بود.
شوک الکتریکی خیلی کمکم کرد پس شما هم نترسید. من خیلیا رو دیدم که از این روش نتیجه های عالی گرفتن
سه شنبه 11 آذر 1393 09:22 ق.ظ
سلام خوب هستین؟من مشکل اضطراب و وسواس فکری دارم.دکتر برام فلوکسامین نوشته یه هفتس که دوز 50 میخورم و به تدریج اضافه کرده تا روزی دوتا 100 حالا من حالت تحو دارم و یه ماه بیشتر به امتحانام نمونده و موقع امتحانات اضطرابم بیشتر میشه از یه طرفم به تدریج باید دوز دارورو اضافه کنم استرس دارم نمیدونم چیکار کنم! شما که تجربه دارید همون دوز 50 اضطراب ادمو بهبود میبخشه؟ این دارو علاوه بر وسواس اضطرابرو هم درمان میکنه؟ چون من خوندم به همراه این دارو نباید از آرام بخشها یا ضداضطرابها استفاده بشه. لطفا راهنماییم کنید و تجربتونو بگید الان اشک تو چشام جمع شده
مهدی سلام. فلووکسامین هم ضد افسردگی است، هم ضد وسواس و هم ضد اضطراب. بله. اضطراب رو کاهش می دهد...، البته سایر داروهای ضد افسردگی هم همین طور هستند، دوز پنجاه برای زمانیه که شما بر بیماری غلبه کرده باشی و تقریبا خوب شده باشی و از دارو درمانی تنها برای ادامه بهبودی کمک می گیری...اما دوز صد کاملا مناسبه...اگه بازم جواب نداد 150، من هیچ وقت بیشتر از 150 استفاده نکردم...افزایش دوز باید با زمان صورت گیرد...
سه شنبه 15 مهر 1393 01:08 ب.ظ
سلام از سایت تون و نوشته ها ی خوب تان متشکرم ، پسرم 18 سالشه ، از سال دوم نظری مواجه شدیم با پایین آمدن نمراتش در کلیه درسها بهش کمی فشار میاوردیم و باش نیز دعوا میکردیم تو اتاقش میرفت و وانمود میکرد که درس میخونه اما نمراتش هر روز بدتر میشد کم کم متوجه شدیم دستاش رو خیلی میشوره و بعضی مواقع حرکات عجیبی از خودش در میاره مانند گردنش رو تکان میداد توی سرش میزد دستاش رو محکم به هم میزد توی دسشویی خیلی میماند و دکتر هم نمی آمد با صحبتهای مکرر مادرش موافقت کرد بیاد دکتر سه ماه داریم میبریمش دکتر رمانپزشک و دو تا دکتر عوض کردیم و دو تا هم روانشناس بردمش اما بدتر شده که بهتر نشده فقط یه مقدار وسواس عملیش کمتر شده اما چیزی که جدیدا بروز کرده و قبلا نداشت افکار مزاحم هست و مدام میگه فکره گفته اینکار رو بکن این حرف را بزن اگه این حرف را نزنی مادرت سرطان میگیره پدرت سرطان میگیره خفاش شب خواهرتو میکشه و بعضی مواقع (البته خیلی کم ) حرفای زشتی هم میزنه با نظر دکتر روانشناس سرگرمش میکنیم بیرونش میبریم استخر و بازی های مختلف اما متاسفانه این افکار ولش نمیکنه بار اخر دکتر نامه بستری در بیمارستان نوشت و داروش رو عوض کرد و گفت اگر بهتر نشد باید ببریدش بیمارستان ، دو هفته داره میگذره دید بدی نسبت به بیمارستان دارم نمیتونیم جیگر گوشه مون رو ببریم بخوابونیم اونجا . ازتون استدعا دارم کمک مان کنید ایا شما هم مانند پسر من بودید که خوب شده باشید و چطوری و چکار کردید . نظرتون در مورد بیمارستان و بستری چیه ؟ البته از همه کسانی که این پیام رو میخونند انتظار دارم در صورتی که این مشکل را داشتند و به طریقی رفع شده کمک کنند اسم پسرم عرفان هست و بنام اواین پیام فرستادم . در پناه خدا باشید .
مهدی سلام
من اول آرزوی سلامتی برای پسرتون دارم و از خدا می خوام با سلامتی اون یک مادر رو خوشحال کنه...خودتون هم اول از خدا درمانش رو بخواهید...
من نمی تونم در این مورد نظری بدم این بیماری هر کسی رو با افکار خاصی در گیر میکنه...این کار روانپزشک هستش تا از نزدیک صحبت های بیمار رو بشنوه و در موردش نظر بده...در بیماری های روحی ممکنه چند اختلال هم زمان بروز کنه...مثلا وسواس+...+.... پس شاید پسرتون به درمان جامع تری نیاز داشته باشه...سعی کنید حتما باشگاه بره و حرفه ای ورزش کنه...رفتار شما(خانواده) با اون خیلی می تونه تاثیر گذار باشه...سعی کنید احساس تنهایی نکنه و بدونه اول خدا و بعد شما همیشه کمکش میکنید...رو درساش هم زیاد اذیت نکنید...در حال حاضر سلامتی اون از همه چی مهمتره...حتما از طریق روانپزشک خوب درمان رو پیگیری کنید...در مورد بیمارستان هم سعی کنید اگه میشه نره و لی اگه نظر چند تا دکتر همینه حتما ببرید بیمارستان بستری بشه..به امید سلامتی...مهدی
چهارشنبه 7 خرداد 1393 12:35 ب.ظ
سلام.من این سخنرانی های آیت الله مظاهری رو گوش کردم با توکل به خدا و توسل به امام زمان خیلی بهم کمک کرد .گفتم بگم اگه خواستید تو وبلاگتون آدرسشو بذارید.http://www.azha.ir/thread-349.html
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.