تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - دارو درمانی
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : مهدی

اولین ومهم ترین روش درمان

دارو درمانی




سایت دارو شناسی http://darooyab.ir

در مورد دارو هایی که مصرف می کنید اطلاعات کسب کنید.





نوع مطلب : دارو درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 خرداد 1396 07:13 ب.ظ
سلام داداش مهدی،من روزها فلوکستین بوسپیرون ولبورتین وپرانولول،استفاده میکنم و دکترم گفته روزه نگیرم،خیلی ناراحتم،وسواس موکنی هم دارم که این روزها خیلی شدید شده،بهمن و اسفندوفروردین داروهامو نخوردم ویه ماه از خونه بیرون نرفتم،الان دوماهه که دوباره دارم دارو استفاده میکنم،دوماهم هست که مشاوره ام تموم شده ولی من دائم دوس دارم بایکی حرف بزنم،با خودم نمیتونم ارتباط برقرارکنم،از خودم دورم، تمام پروژه های دانشگام مونده،استرس شهریه رو دارم،واقعا واقعا فکر میکنم که دیگه خوب نمیشم،داروها خوبم نمیکنه،دارو خوردنم اشتباهه،دائم یه نفر تو سرم میگه تو مریض نیستی خودتو زدی به مریضی،یه صدای درونی بهم میگه دیگه نمیخوام منو پیش مشاوره و روانپزشک ببری فکر میکنم راست میگه،دیوونه شدم روزای سختی رو میگذرونم،باورت نمیشه میتونم بگم هرشب میام و مطالب وبلاگتو میخونم تا یه ذره امیدوار بشم خدا خیرت بده برای همه بچه های وبلاگم دعا میکنم،یه هفته ام هس دارم میرم یوگا،نمیدونم چیکار کنم آرامش ندارم هر کاری میکنم نمیتونم تمام دلم رو به خدا بسپارم احساس گناه دارم به همه چیز شک کردم...پیامبر قرآن و.. ،فکر میکنم نکنه دکتر منم داروی مناسبی بهم نداده،خیلی سخته ببینی بقیه روزه میگیرن وتو بخاطر مریضی خود ساخته ات نمیتونی، اگه میتونی باهام حرف بزن
مهدی سلام. دارو خوردن شما اشتباه نیست، صحیح ترین کاری است که می تونید انجام بدهید. کاملا اشتباه فکر می کنی، خوب میشی. دیگه داروهاتون رو قطع نکنید و مرتب پیش پزشک برید و میزان بهبودی و علائم حل نشده خودتون را بیان کنید. هر روز قرآن بخون ، با معنی، هر چه قدر که دوست داری، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگه روزه گرفتن برات ضرر داره، دیگه واجب نیست، بلکه حرامه. پس نگران نباش و قصه نخور. اما اگه فکر می کنی و مطمئن هستی روزه گرفتن برات ضرری نداره و می تونی قرص هات رو در وعده سحری و بعد افطار بخوری می تونی روزه بگیری و می تونی به حرف دکتر گوش نکنی، بازم می گم اگه مطمئن باشی.... . تنها کسی که می تونی دائم باهاش حرف بزنی و آرامش بگیری، خداست. با آرزوی سلامتی برای شما. نگران نباش، روزهای سخت و افسرده می گذره و روز های خوب می آد، صبر کن...
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 03:19 ب.ظ
سلام منم وسواس فکری دارم به چند تا از فکرام غلبه کردم و دیگه بهشون فکر نمیکنم ولی این فکر اخری عذابم میده کلمه غیر واقعی میاد تو ذهنم و فکر میکنم همه چیز غیر واقعیه مثلا دنیا،زندگیم از خودم سووال میپرسم این شوهرمه این مامانمه یهرا جور حس غریبگی انگار همهچیز جدید باشه یا باور نکردنی تو رو خدا کمکم کنید انگار شیطون دیگه زورش نرسیده حالا این فکرو انداخته تو سرم که همه چیز غیر واقعیه و تو الکی داری نماز میخونی عبادت میکنی قران میخونی الانم اسنترا میخورم و لودیو میل چون به بچم شیر میدم ولی الان که هفته سوم دارم مبخورم تاثیری ندی دمحتی دیگه احساسات مادرانمم فکر میکنم ظاهرین و از ته دل نبستن خیلی این فکدر اذیتم میکنه چون در مورد یه چیزیه که مبهمه واز براس توجیهی ندارم بران دعا کنین دوستان
مهدی سلام. توجیه؛ وسواس فکری.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:27 ب.ظ
سلام دوستان یادتونه نوشتم که میترسم تو خونه باشم چون فکر میکنم میخوام تو غذا سم بریزم با تولد فرزند سومم دیگه این افکار سراغم نمییاد دیگه به خدا و اعمه ناسزا نمیگم فقط از فرط خستگی بعد از زایمان احساس جدا شدن از محیط میکنم که دکترم گفت با استراحت خوب میشی پس وسواس فکری درمان میسه اگه خدا بخواد همهچی امکان داره
مهدی سلام. بله، خداروشکر، تولد فرزند شما بار دیگر امید رو به شما هدیه داده است. شما بار دیگر به زندگی بازگشته اید...مخاطبان عزیز، به افکار منفی خود بها ندید، از وضعیت کنونی خود اندوهگین نباشید، با امیدواری حتی دنیا رو هم می تونید تغییر بدید، پس طرز تفکر خودت رو تغییر بده، زندگی کردن رو یاد بگیر و از زندگی کردن لذت ببر...
دوشنبه 23 اسفند 1395 12:35 ق.ظ
سلام منم ویواس فکری دارم در مرد اسیب به نزدیکان
برای همین سعی میکنم کمتر تو خونه خودم باشم چون میترسم تو غذای ظهر بچه هام سم بریزم بعضی اوقات به خدا فحش یدم علی رغم اینکه دوستش دارم گاهی تو خودم میرم و فکر میکنم دچار بیماری سخت اسکیزو فرنی شدم ولی اثری از اثار توهم و هذیان درمن نیست خیلی اضطراب دارم و از این بیماری میترسم کمکم کنید و برام دعا کنید لطفا پزشک حاذق معرفی کنید مثلا تو خودم میرم به اینه نگاه نمیکنم احساس میکنم خودمو نمیشناسم یا ارتباطم داره با دنیای اطرافم کم میشه و دارم جدا میشم
مهدی سلام. اولین راه درمان شما دارو درمانی است، دومین راه درمان شما هم دارو درمانی است. در مراتب بعد سعی کنید به سایر روش های درمانی توصیه شده در وبلاگ پایبند باشید. «امیدوار باش و هرگز تسلیم نشو»
شنبه 23 مرداد 1395 10:47 ب.ظ
کسانی که افکار زشت؛شرم آور و حتی کفرآمیز دارند اگر به خودشان بگویند این افکار مربوط به حقیقت من نیست اگر بود از آن ها ناراحت نمی شدم. این افکار مربوط به اختلال ذهنی من است که هیچ مسئولیتی در برابر آن ها ندارم. نکته مهم اینه که از آن افکار بدم می آید. پس با روح و قلب من بیگانه است.تا رمانی که آن افکار را مربوط و متعلق به خودتان می دانید و از وجود آن ها ناراحت می شوید آن ها خواهند آمد همین که وجدانتان را از مسئولیت در مقابل آن ها آزاد کردید خواهند رفت.آن افکار مزاحم از حیاتشان را از عذاب وجدان بی جای ما می گیرند.
دوشنبه 16 شهریور 1394 09:22 ق.ظ
خدایا ترا به حق چهارده معصوم پاک همه مریضها راشفا بده از سر صدقه مریضها مرا هم شفا بده من ناراحتی اعصاب-استرس-اضطراب-ترس-دلهره-و....غیره دارم برایه دعاکنید انشالله
چهارشنبه 3 دی 1393 11:52 ب.ظ
سلام به همه دوستان من چند راه برای خلاصی از دست این فکرای مزاهم پیدا کرم که برای من.خیلی مفید بوده
یکی این که شعر بخونید ذکر بگید درس بخونید یا تیکه کلامی که همیشه رو زبونتون باشه البته همشو باید با صدای بلند بخونید نه صدای خیلی بلند طوری که خودتون فقط بتونین بشنوین. [زمزمه کنید].
امیدتون به خدا باشه
دوشنبه 17 آذر 1393 08:32 ب.ظ
شما که میگی به خدا اعتماد داری و مطمئنی که جواب میده چرا یه دعایی نمیکنی که مشکل منم حل بشه؟ شما که خودتو منجی بیچاره هایی مثل من میدونی و تازه از زبون خدا هم حرف میزنی انگار که صداشو میشنوی پس برای راستی ادعات به خدا بگو جلوی من کافر شرمنده ت نکنه.
مهدی خدایا...
جمعه 14 آذر 1393 05:49 ب.ظ
یادت نره خوب میشی الله کمکت میکنه
مهدی آره اگه به این جمله یقین داشته باشی الله کمکت میکنه خوب میشی...این حرف من نیست حرف قرآنه: و اذا مرضت فهو یشفین...آیه80 سوره شعرا. این قدر رفتم پیش دکتر های پر آوازه...اما فقط وقتی خوب شدم که به غیر از خدا از همه نا امید شدم...
شنبه 24 آبان 1393 07:53 ب.ظ
سلام به همگی من الان مدت 7 ساله که به وسواس فکری مبتلا هستم دارو مصرف کردم و خداییش هر بار که مصرف کردم خوب شدم و روحیه ام از خیلی از آدمهایی که این مشکل رو ندارن بهتر شده ولی تقصیر خودمه که دارو رو فقط چند ماه مصرف میکنم و وقتی فکر میکنم بهتر شدم سرخود ولش میکنم دکتر بهم این اطمینان رو داده که اگه مصرف دارو ها مداوم و زیر نظر پزشک باشه ریشه کن میشه من به امید اون روزم ایشالله همه ی دوستان مبتلا هم با پیگیری دکتر به سلامتی کامل میرسن انشاالله
چهارشنبه 21 آبان 1393 12:06 ب.ظ
دعا کردن چه فایده ای داره وقتی خدا میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. ما هی صداش میکنیم و اون به گفته ی خودش عمل نمیکنه.زندگی شاد مال از ما بهترونه من که تاحالا یادم نمیاد زندگی شاد رو تجربه کرده باشم.
مهدی سلام خواهر خوبم
ابتداء برات دعا کنم: آرزو میکنم لحظه لحظه های زندگیت اون طوری که خدا می خواد باشه...آرزو می کنم آرامش مهمان همیشگی لحظه لحظه های زندگیت باشه!
حالا جواب سؤالت: حتی اگه دعا های ما بر آورده نشه! که این طور نیست و اگر ما واقعا از گناهانمون توبه کنیم و خالصانه دعا کنیم، حتما بر آورده میشه....، کمترین فایده ی دعا آرامش روحی و تخلیه هیجانات منفیه...این یه چیز علمیه که به صورت تجربی ثابت شده...اگه میگی دروغ میگم..خودت امتحان کن...!خالصانه با خدا ارتباط برقرار کن...و آرامش رو هدیه بگیر.
یکشنبه 11 آبان 1393 02:07 ب.ظ
مهدی خدایا به حق همه مهربونیات به همه این دوستان سلامتی بده...یک زندگی زیبا...شاد...خدایی...
یکشنبه 11 آبان 1393 02:07 ب.ظ
سلام دوست عزیز چرا نظرات منو نمیذاری؟ فقط نظراتی خوبن که حاوی تقدیر و تشکر باشن؟وای تو چقدر خوبی سایتت چه خوبه خیلی کمکم کرد من خوب خوب شدم
مهدی سلام خواهر خوبم
من در حال حاضر در شرایطی هستم که زیاد نمی توانم روی وبلاگ کار کنم...منو به خاطر کوتاهی هام ببخش...نظرات شما خیلی مهمه و باید جواب اساسی داده بشه تا ابهامی برای بقیه پیش نیاد...اگه به این وبلاگ مراجعه می کنم فقط به خاطر اینه که نمی تونم سنگ دل باشم و شماها رو تنها بذارم...امیدتون به خدا باشه که همیشه براتون وقت داره...ولی قول می دم به سوالاتت جواب بدم...باور کن نمی تونم. به امید اینکه تو زندگیت به بهترین ها دست پیدا کنی...برادرت مهدی
یکشنبه 20 مهر 1393 05:52 ب.ظ
من چطور باید خدا رو پیدا کنم؟ همیشه نماز میخونم مردم آزار نیستم .گناه بزرگی تاحالا مرتکب نشدم.خدا منو گم کرده.جوونیم گم شد زحمتی که کشیدم و درس خوندم و چیزی گیرم نیومد پولی ندارم شغلی ندارم و همراه زندگی ندارم.فقط مرض وسواس که خدای عزیز بهم هدیه داد.حسرت زندگی دیگرانو میخورم. دعای توسل و زیارت عاشورا خوندم حتی نماز جعفر طیار اما هیچ فایده نداشت.شما هم حتما بچه پولداری که این حرفا رو میزنی
مهدی سلام
با خدا خلوت کن و بعد به حرف ته دلت گوش کن! اون ندا تو رو به خدا می رسونه....
خدا رو به خاطر خودش عبادت کن... نه به خاطر خوب شدنت...
این بیماری خیلی هم بد نیست! می تونی به وسیله اون خیلی چیزها بدست بیاری...شاید به خاطر همه ی کارهای خوبی که انجام دادی مریض شدی...شاید خدا تو رو انتخاب کرده...آره، من خیلی ثروتمندم، خدا رو دارم...قبلا هیچی نداشتم، شده بودم بازیچه دست دکتر ها...تا به خدا ایمان نیاوردم خوب نشدم...مهدی
پنجشنبه 17 مهر 1393 09:08 ب.ظ
سلام دوست عزیز میخواستم ازتون بپرسم شما که میگید الله کمکتون میکنه واقعا به این گفته ایمان دارید؟ من فوق لیسانس دارم و 30 سال سن و بیماری وسواس هم دارم الان بیکار و مجردم. در صورتی که خیلی از افراد کوچکتر از من هستند که دارای شغل و خونه زندگی هستند پس چرا الله به من کمک نکرده؟ چرا بیماری وسواس رو به جونم انداخته تا تمام جوونیم آتیش بگیره و الانم که 30 ساله شدم بشینم تو خونه و غصه بخورم و پول و توان مراجعه به دکتر هم نداشته باشم.
مهدی سلام
بله.ایمان دارم...چون وضعیتی که من از لحاظ روحی داشتم برای من مرگ بود...خدا به من زندگی دوباره داد.. امام حسین ع در دعای عرفه میگه ماذا وجد من فقدک و مالذی فقد من وجدک؟ یعنی ای خدا کسی که تو رو گم کنه دیگه اون چیزی که پیدا کرده چه ارزشی داره و کسی هم که تو رو پیدا کنه دیگه چی می تونه بهتر از تو داشته باشه؟ منی که زندگیم رنگی از خدا نداشت، خدام رو پیدا کردم...دیگه چیزی نمی خوام...بیماریم وسیله ای بود تا من خدا رو پیدا کنم...هیچ چیز از اراده خداوند خارج نیست..گم شده ی زندگیت رو پیدا کنی...اون وقت متوجه میشی چی کار کنی؟بقیه حل میشه...مثلا من اینقدر رفتم پیش دکتر خوب ولی خوب نشدم ...اما وقتی خدا رو پیدا کردم داروی موثر بر بیماریم رو دکتری عادی برام تجویز کرد ...در واقع خدا درمان میکنه...برادرت مهدی
شنبه 5 مهر 1393 11:25 ق.ظ
مهدی جان سلام.من الان مدت چهار ساله که به یک بیماری مواجه شدم که خودم نمی دونم اسمش چیه.تفکر ارادیم غیر ممکن شده منظور از تفکر ارادی اینکه مثلا وقتی یک چیزی گم میکنم برای پیدا کردنش باید فکر کرد.الان به هیچ عنوان نمیشه فکر کنم دلیلشو نمی دونم چجوری توضیح بدم ولی تفکر غیر ارادی دارم الانم با تفکر غیر ارادی دارم زندگی میکنم مثلا یک فکر به ذهنم میاد الام برم حیابون بعد برم کافینت درست مثل یک ربات شدم که فقط با امدن فکر به ذهن داره کاراشو انجام میده.به نظر من دلیل اینکه تفکر ارادیم غیر ممکن شدهبه خاطر اختلال در تفکر غیر ارادیمه چون افکاری که به ذهنم میان حالت پیوسته نداره یعنی ذهن به طور پیوسته فکرسازی نمیکنه ولی ذهن یک انسان سالم به طور دایم فکر سازی میکنه حالا میخواستم راهنمایی کنین این چه مریضی میتونه باشه؟
مهدی سلام
اختلال وسواس اجباری، نگاه کن، به یک متخصص اعصاب و روان( روان پزشک) خوب مراجعه کن! تفکراتت رو کاملا بهش توضیح بده ... اول از همه هم امیدت به خدا باشه...ان شاء الله خوب میشی. به امید خنده های تو..... مهدی
دوشنبه 26 خرداد 1393 03:15 ب.ظ
سلام حرفاتون خیلی امیدوارم کرد.نمیدونم وسواس فکری دارم یا نه؟من به اشیا وهرچی دوروبرم هست
گیر میدم مثلا نقطه یا لکه ای که اطرافم است ذهنمو درگیر میکنه.خیلی عذاب میکشم.فکر میکنم دیوونه شدم.دو بارم پیش روانپزشک رفتم و یه ماه سیتالوپرام و بیشتر از یه ماهه که فلوکستین ۲۰ مصرف میکنم ولی تاثیری نداشته.البته وقتی هفده سالم همین مشکلو بصورت خفیف داشتم و خوب شدم الان بعد ده سال دوباره عود کرده.تو رو خدا کمکم کنید زندگی واقعا برام سخت شده و امیدم رو از دست دادم ومثل مرده متحرکی هستم وتو این شهر غریب که هیچکس رو ندارم نابود میشم.آیا کسی تا حالا مشکلی مثل من داشته وخوب شده باشه؟با کدوم قرص جواب میگیرم؟آیا همیشه باید قرص مصرف کنم؟آیا مشکلم کاملا برطرف میشه که بتونم مادر یه بچه باشم؟یا تا آخر عمر درگیرش خواهم بود؟
مهدی سلام. بله. وسواس فکری دارید...دارو درمانی را ادامه بدهید و صبور باشید، اگر به بدن شما به دارویتان پاسخ نمی دهد از دکترتان بخواهید تا داروی دیگری برایتان تجویز کند یا دکترتان را عوض کنید...خودتان باید به خودتان کمک کنید، منتظر کمک دیگری نباشید...شما اگر پیروز این میدان باشید، در تمامی میدان های زندگیتان هم پیروز می شوید...شما اگر بخواهید و قوی و صبور باشید، قادر به انجام هر کاری خواهید بود...از خدا برایتان آرزوی فرزندی صالح و مهربان دارم...
جمعه 22 فروردین 1393 06:38 ب.ظ
سلام
بدبختانه منم 6 ساله درگیر این بیماری ام.البته دارو نخوردم جون فکر میکردم درستم نمیکنه ولی حالا که می خورم پشیمونم. واقعا خیلی عذاب آوره.امیدوارم کسایی که مبتلا شدن هرچه سریعتر به یک روانپزشک خوب مراجعه کنن. یک ماه بعد از مصرف دارو احساس میکنید دارید خوب میشید باید صبر داشته باشید چاره ای نیست.بیماریتونو به هیچ عنوان پنهان نکنید. من داروهای زیادی مصرف کردم به نظرم ریسپریدون عالی بود با پزشکتون در مورد این دارو صحبت کنید.تحمل داشته باشید به زودی خوب میشید.
مهدی سلام. بازدیدکنندگان عزیز، دارو فقط باید توسط روانپزشک یا نورولوژیست تجویز بشه...سایر پزشکان و حتی داروساز داروخانه اطلاع دقیقی از تداخل دارویی داروهای اعصاب ندارند...پس هیچ گاه خود درمانی نکنید...شما تنها زمانی می توانید دارویی را مصرف کنید که پزشک برایتان تجویز کند...وقتی روانپزشک نسخه ای را می نویسد، یعنی هیچ کدام از این داروها با هم تداخل دارویی ندارد و با توجه به علائم بیماری شما تجویز شده است...ممکن است باعث بهبودی شما نشود ولی به شما آسیب نمی رساند...درک این موضوع خیلی مهم است...
شنبه 2 فروردین 1393 05:27 ب.ظ
سلام .فکر کنم تعداد افراد مبتلا به وسواس فکری خیلی زیاد باشه که خیلیاهم از ترس برچسب زدنهای دیگران و یا احساس شرم در مقابل خدا اونو ابراز نمی کنن . من خودم حتی وفتی پیش دکتر اعصاب میرفتم فقط میگفتم وسواس فکری دارم و نمی تونستم حتی نوع افکارم رو هم به دکتر بگم.خیلی هم افسرده و بداخلاق و بدبین و سخت گیر شده بودم. بیش از بیست سال. ولی بهر حال خدا خیلی بهم کمک کرد .هرچند با این داروها وسواسم کاملا برطرف نشد ولی مقدار زیادی از اضطراب و افسردگیم برطرف شد .الان هم افراد خونواده بهم میگن خیلی خوش اخلاق و مهربون شدم. واین کمک خیلی بزرگی بود.هم به خودم هم به خونوادم.
واقعا من هم به اینکه فرد بپذیره که بیماره و درصدد درمان باشه ٰ،هم از طریق کمک و استمداد از خدا و هم درمان دارویی، به طور کامل اعتقاد پیدا کرده ام.
امیدوارم تمام افراد مبتلا رو خدا کمک بده و درمان کنه.
سه شنبه 5 آذر 1392 12:49 ب.ظ
سلام مهدی من دوسال پیش تصادف كردم هنگام رفتن به مدرسه سرم دردگرفت رفتم پیش دكترمغزواعصاب سس تی اسكن نوشت برام رفتم سی تی اسكن دكترگفت سرت فقط ضربه دیده نوارمغزم دادم چیزی نشون ندادبعدیكسال سردردگرفتم رفتم پیش روانپزشك گفت اظطراب ووسواس فكریه راستش قبل تصادف وسواس فكری داشتم روانپشك بهم چندتادارودادایاموثرواقع خواهدشدراستش بدنم خیلی می لرزه ایاازوسواس فكریه خوب میشم ایاشماهم لرزش بدن داشتیدلطفاكمكم كنیدخیلی بیچاره ام
مهدی سلام. بله. بله. ... . اتفاقا منم به خاطر این بیماری یه بار تصادف کردم...سال ۸۷...همون سال های اوج بیماریم...بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ شما: هنگام عبور از خیابان، رانندگی و ...مواظب باشید.
سه شنبه 5 آذر 1392 12:37 ب.ظ
مهدی سلام من دوسال پیش تصادف كردم ولی ازقبل وسواس فكری داشتم بعدیكسال بعدتصادف به روانپزشك مراجعه كردم گفت اظطراب ووسواس فكریه داروبهم دادایابه من دارودرمانی كمك می كنه
مهدی سلام. بله...بسیار زیاد
دوشنبه 20 آبان 1392 07:04 ب.ظ
سلام مهدی جان .مشکل من مربوط به مغز واعصاب نیست چون به طور غیر ارادی تو فکر میرم بدون اینکه اصلا بخوام فکر کنم توفکر میرم این چی میتونه باشه بعد وقتی که میخوام ارادی فکر کنم احساس میکنم هیچ ذهنی نیست داخل سرم انگار احساس می کنم داخل سرم خلا به خاطر همین فکر کردن غیر ممکن شده برام چون اصلا اجساس می کنم هیچی نیست در سرم
مهدی سلام دوست عزیز
بیماری شما هم احتمالا در حوزه بیماری های روانپزشکیه ولی من قدرت علمی جواب دادن به شما رو ندارم و نمی تونم همین طور یه چیزی بگم،ولی شما می تونید از بعضی از راه نمایی های وبلاگ اسفاده کنید که مهم ترین اون ها درمان دینی و ورزش و مطالعه کتاب در مورد بیماری های افسردگی ،وسواس،اضطراب و مشکلات تمرکز و ....است.با آرزوی سلامتی برای شما
مهدی
یکشنبه 12 آبان 1392 02:32 ق.ظ
سلام
خوشحالم که سابت شما رو پیدا کردم
ممکنه اسم متخصصینی که به شما کمک کردن رو یفرمایین؟
مهدی سلام
منو اول از همه خدا کمکم کرد...اما در مورد دکترا باید بگم گفتن اسمشون هیچ فایده ای نداره.چون به بعضی افراد معرفی کردم و نتیجه نگرفتن...بعد هم یک جور تبلیغاته و اینکه فکر نکنم فقط این افراد باید همه رو درمان کنند... ما تو کشور روانپزشکان خوبی داریم و مطمئنم اگه از خدا کمک بخواهید و بهش دل بدید و راه های درمانی رو هم طی کنید خوب میشید.
به امید سلامتی شما
مهدی
چهارشنبه 1 آبان 1392 08:27 ب.ظ
سلام مهدی جان. من 4 ساله که به یک بیماری مبتلا شدم که نمی دونم چیه انگار مغزم به طور خودکار داره فکر میکنه و برام تصمیم گیری میکنه الان مثل یک ربات شدم که این فکرها دارن کنترلم میکنن حالا بدبختی اینجاست که نمیشه دیگه فکر کنم چون حس میکنم داخل ذهنم چیزی وجود نداره به دادم برسید این چیه میتونه وسواس فکری باشه؟
مهدی سلام
امکان پاسخ گویی به نظرات خصوصی رو میهن بلاگ به من نمیده، لطفا نظرات رو خصوصی نکنید...
سلام مجدد
دوست عزیز شما باید با یک متخصص مشکلتون رو درمیان بذارید من نمیدونم مشکل شما چیه؟
مشکل شما شاید در حوزه بیماری های مغز و اعصاب باشه ولی هرچه که هست خداوند خوبتون میکنه.مهم نیست بیماری چی باشه چون خداوند همه بیماریها رو میتونه خوب کنه کافیه صادقانه بهش دل بدید و ازش کمک بخواهید...
مشکلتون رو ابتدا از طریق یک دکتر مغز و اعصاب خوب پیگیری کنید اگه دیدید مشکلتون روانپزشکیه پیش روانپزشک برید.
به امید سلامتی شما دوست عزیز
مهدی
جمعه 26 مهر 1392 02:11 ب.ظ
ممنون مهدی جان... واقعا دمت گرم... خیلی گلی که میخوای به مترسکایی مثه من کمک کنی...
داداش بذار منم یه کم درمورد بیماریم توضیح بدم:
راستش من حواس پرتی دارم، نمیخوام تو فکر برم ولی میرم... حواسم موقع کارهام به خیلی چیزا نیست و خیلی چیزا رو یادم میره و حافظه ام اصن یاریم نمیکنه، آیا این نوع حواس پرتی و حافظه ضعیف هم از افسردگیه از وسواس فکریه، از چیه؟
و اینکه من نمیتونم با بقیه خوب ارتباط برقرار کنم، یه موقعهایی خوب میشم و بعضی روزا واقعا سرحالم و بعضی روزا خوب نیستم و بعضی وقتا ساعتی تغییر میکنم...!
و بعضی وقتا واقعا حواس پرتیم خیلی کم میشه و حواسم کاملا به محیط و کاری که میکنم هستش، ولی خیلی کمه مثلا 1 روز از 10 روز...!!! :(
توضیح میدی اینم جزو این دو بیماریه؟ جزء کدومشونه؟؟؟
ممنون ازت بازم:)
مهدی سلام
شماها خیلی خوبید...بهتره از کلمه هایی مثل گل و ...استفاده کنید.منم فقط به گلا کمک میکنم...
توضیحاتتون اصلا کافی نیست ولی به نظر میرسه شما اختلال حافظه و تمرکز داشته باشید...
شما باید به طور بالینی معاینه بشید و به روانپزشک اطلاعات کامل بدید و همه حالات روانی خود رو براش شرح بدید می تونید یادداشت کنید تا تو مطب یادتون نره.دو قرصی که گفتید شاید درست تجویز شده باشند ولی داروی اصلی افسردگی و وسواس نیستند.(آلپرازولام/پرفنازین)
به هر حال درمان خود را باید حداقل یک ماه ادامه بدید و اگه بهبودی حاصل نکردید به پزشکتون مراجعه کنید.
با آرزوی سلامتی شما
مهدی
پنجشنبه 25 مهر 1392 09:28 ق.ظ
سلام با تشکر ازشما دارویی برای درمان ترس وجود داره ؟دوره درمان فلوکسامین چه مدت است؟
مهدی با سلام
بله داروهای ضد ترس زیادی وجود داره که باید با توجه به شرایط بالینی بیمار ،روانپزشک تجویز کنه از جمله داروهای ضد ترس کلومیپرامین و دوکسپین رو میشه نام برد.
درمان با فلووکسامین معمولا تا زمانی ادامه پیدا میکنه که بیمار خوب بشه ولی شاید روانپزشک به دلایلی قطع کنه و داروی دیگه ای جایگزین کنه و یا.....
برادر شما
مهدی
چهارشنبه 17 مهر 1392 12:56 ب.ظ
سلام.آره من بیچاره شدم.دارم دیوونه میشم.من که یه نماز قضا نداشتم حالا تا میام نماز بخونم افکاری میاد تو ذهنم که دیوونم کرده.برای بیرون کردنشون از بس تو سر خودم میزنم سرم باد میکنه.به نظر شما افکاری که جنبه مذهبی کفرآمیز هم دارن میشه بیماری وسواس فکری؟ اصلا دست خودم نیست همش فکرای بدی راجع به مسائل مذهبی و حتی اهل بیت میاد تو ذهنم.من که عاشق اهل بیتم من که از بچگی نماز و روزه ام رو ترک نکردم و خونوادم رو اسمم قسم میخوردن.الان روسیاهه روسیاهم.سرتاپا غرق گناهم.با این حال نمازم رو ترک نکردم.روزه نذری میگیرم!ولی...ای خدا...دیگه از چشم امام زمان هم افتادم؟!
مهدی سلام
مشکل شما هم وسواس فکریه چون منم هین افکار رو داشتم و همین افکار باعث شد من به مباحث الهیات گرایش پیدا کنم و از رشته تجربی برم رشته الهیات و زندگیم متفاوت بشه و رنگ خدایی پیدا کنه...
شاید بخاطر همین که نماز میخوندید و .... اینجوری شدید . شاید امام زمان دوستتون داره و میخواد با این بیماری شما را به خدا نزدیکتر کنه...من مطمئنم شمارو خود خدا برای خودش انتخاب کرده و میخواد برای خودش تربیتت کنه...بهش بیشتر دل بده مطمئن باش راهت رو پیدا میکنی...من خیلی خوشحالم که شما مریض شدی مطمئنم این بیماری برای شما سکوی پرتاب به سمت خدا و درنتیجه همه خوشبختی ها خواهد بود... سکویی که خداوند من را هم روش قرار داد...
با آرزوی سلامتی شما
مهدی
دوشنبه 1 مهر 1392 10:20 ق.ظ
سلام دوست عزیز خوشحالم که از دست این بیماری راحت شدی منم 6 ساله همچین وضعیتی دارم که باعث شده تمام موهای بدنمو از دست بدم و وضعیتم بدتر هم شده اتفاقا من هم مدتی فلووکسامین50شبها 1عدد+ بوسپیرون5روزانه 2عدد مصرف کردم واقعا عالی بود اما حدود 7 ماهه امی تریپتیلین مصرف میکنم ولی اثر چندانی نداشته به بنظر شما میتونم امیتریپتیلینو قطع بکنم ومجددا فلووکسامین مصرف کنم لطفا راهنمایی کنید ضمنا من زیاد به دکترها اعتماد ندارم.شاد باشی
مهدی سلام
آمی تریپتیلین و فلووکسامین هر کدام جزء دسته دارویی خاصی هستند و اثرات آنها هم در مغز برای درمان بیماری افسردگی متفاوته.شاید دلیل خاصی داشته که دارویتان را پزشک تغییر داده.به هر حال شما باید به روانپزشک خود مراجعه کنید و حال الان و گذشته خود را بیان کنید و تاثیری که هر قرص داشته.من نمی توانم نظری در این مورد بدهم.عدم اعتماد شما به دکتر نباید افراطی باشه و به پزشکی که داروهاش برایتان موثره اعتماد کنید و این عدم اعتماد خود از وسواس ناشی می شود.هرچند درست است که هر پزشکی عالم نیست .درست تشخیص نمی دهم و...
به امید سلامتی همه شما
مهدی
یکشنبه 24 شهریور 1392 09:01 ب.ظ
سلام مهدی ، به نظرت اگه برم مشهد شفا پیدا میکنم؟
مهدی سلام
امام رضا از طرف خدا همه رو بدون استثنا شفا میده ولی...
ولی اون ماییم که مشکل داریم و لیاقت و ظرفیت شفا نداریم.مثل اینکه ما یک لیتر حجم داشته باشیم و از امام رضا علیه السلام طلب چیزی میکنیم که خود گنجایش آن را نداریم و مثلا حجم معرفت و ایمانمان نصف ان چیزی است که درخواست میکنیم هرچند امام رضا علیه السلام اگه ما واقعا صادقانه بخواهیم مسیر زندگیمونو خدایی کنیم ظرفیت ما رو هم افزایش میده و چیزی رو که ظرفیتشو نداشتیم رو هم بهمون میده آخه اون خیلی آقای بخشنده و مهربونیه.
آری دوست عزیزم اگه دلتون رو خدایی کنید یعنی تصمیم بگیرید از این به بعد شروع کنید اون طوری که خدا می خواد بشید مطمئن باشید شفاء پیدا کرده و خوب میشید.من خودم بهبودیمو از خدا و اهل بیت علیه السلام دارم...
به امید اینکه دلهای همه ما خدایی بشه و دشمن امام زمانمون نباشیم و بذاریم ظهور کنه و دلامونو نورانی کنه...
ان شاءالله
مهدی:کسی که تا زمان این بیماری خدا رو فراموش کرده بود...
شنبه 23 شهریور 1392 07:16 ب.ظ
میشه اسم قرص بگی منم دکتر زیاد رفتم از فلوکسیتین تا الپرازولام بهم دادند فایده نداشت.اسمقرصی که اثر کرد بهت چی بود
مهدی سلام
منم قرص های مختلفی خوردم و تاثیری نداشت.نکته مهم اینه که ممکنه یک قرص برای یکی معجزه کنه ولی برای دیگری تاثیری نداشته باشه.قرص فلووکسامین50برای من معجزه کرد.البته شروع درمان و نحوه درمان باید تحت نظر روانپزشک انجام بگیره.شاید این قرص برای بعضی از شما هم معجزه کنه ولی حتما باید زیر نظر روانپزشک مصرفش انجام بشه.عوارضی هم داره که قابل توجه است مثلا بعد ترک دارو عوارض قطع دارو حدود یک هفته ادامه داره.باعث هیجان زیاد در انسان میشه و ممکنه باعث بی خوابی هم بشه و...
برای من دکتر 3 روز 25 میلی گفت بخور و بعد روزی یکی و بعد یک ماه روزی 75 و بعد چند ماه100میلی گرم.
خودتون نرید بگیرید بخورید از روانپزشک بخواهید اگه براتون مفید میدونه براتون تجویز کنه بخصوص که این دارو با بعض دارو ها مثل مهارکننده های مونو امین اکسیداز و غیره تداخل جدی داره و اصلا نباید با هم مصرف بشه وگرنه ....
با آرزوی سلامتی برای همه خواهر ها و برادر های خوبم
مهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30