تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - قرآن درمانی
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: نویسنده : مهدی


آیا برای مومنان، وقت آن فرا نرسیده است تا قلب های آنها برای ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرد، خاشع شوند؟

و

لا یکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم

و

کثیر منهم فاسقون





نوع مطلب : معنویت درمانی، کتاب درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 19 آبان 1395 11:35 ب.ظ
سلام من بچه بودم براثر یه حادثه ترسیدم واون ترس طولانی شد فکرای مسخره ای به ذهنم میومدجوری که عذابم میدادودست وپام می لرزیدچن بار خواستم خودکشی کنم خوب شدم تا چن روز پیش دوباره اونجورشدم خیلی تحت فشارم کمکم کنید
مهدی سلام. دوباره خوب میشی...اما این بار برو دکتر، چون اگه نری، دفعه بعد که اومد، به راحتی نمی ره...باید خوب زندگی کردن رو یاد بگیری...
سه شنبه 18 شهریور 1393 02:14 ب.ظ
سلام من 4 ماهه كه عقد كردم.
همسرم به من گفته بود كه 3 سال قبل ضعف و خستگی عضلانی بهش دست میداده كلی آزمایش و دكتر رفته. بالاخره رفته پیش یك روانپزشك كه تشخیصش سندروم خستگی مزمن( وسواس فكری) بوده.
داروهای فلوكستین استفاده می كنه. از لحاظ اعتقادات مذهبی خیلی قوی بوده مثلا اگر صدای یك زن رو میشنیده با خودش می جنگیده كه نكنه من از روی هوس باهاش حرف زدم. كلی عذاب وجدان و ........
الان با دارو خیلی بهتره اما من نمیدونم باید چه رفتاری باهاش داشته باشم تا زودتر خوب بشه
در شرایط عادی خوبه اما وقتهایی كه درس می خونه دوباره ضعف و خستگی بهش غلبه می كنه.
همسر من دانشجوی رشته برق است
آرزوش اینه كه بتونه درسشو تموم كنه
اما تمركزش خیلی كمه
خودش میگه كار بدنی اذیتم نمی كنه اما وقتی درس می خونم ضعف و خستگی میاد سراغم
خیلی دعا كنید هم برای همسرم هم برای خودم كه بتونم با واقعیت كنار بیام
مهدی سلام. شما تنها باید درکش کنید...نکته: ضعف و خستگی از علائم شایع افسردگی اساسی است. بیماری افسردگی اساسی با مشکلات ذهنی فراوان و طرز تفکر غلط همراه است. اما در سندرم خستگی مزمن فرد مشکل ذهنی ندارد و یا ناچیز است و مشکل اساسی فرد ناتوانی، ضعف عضلانی و خستگی زیاد بعد از فعالیت اندک می باشد.
سه شنبه 24 تیر 1393 01:25 ق.ظ
سلام
من یه روان شناسم
تا حالا مراجعای وسواسی داشتم که به کمک خدا مشکلشون برطرف شده. همشون وقتی روبروی من نشستن یکی از سوالای مهمشون این بود: یعنی من خوب می شم؟
و من هربار به اونا گفتم مراجعینی داشتم که رو اون صندلی نشستن و مشکل اون ها رو داشتن و الان دیگه انقدر از مشکلشون رنج نمی برند. آقا مجتبی عزیز مشکل شما درمان داره به دنبال درمانش باشید. فکرهای مسخره ای که تو ذهن شماست از ذهن من و خیلی از آدمای دیگه هم می گذره . منتها مشکل شما اینه که رو اون فکرا می مونی و نمی تونی ازشون کنده شی. ممکنه یکی از فکرات این باشه که تو ذهنت به خدا فحش بدی، یا اینکه به ائمه بد و بیراه بگی یا تصویر یک زنه برهنه بیاد تو ذهنت یا هزار فکر دیگه. بعد برای این که این فکرا رو از ذهنت پاک کنی یا بخای عذاب وجدانش رو تحمل کنی شروع می کنی با یه سری فکر یا رفتار اون فکرا رو خنثی کردن. ممکنه که شروع کنی به صلوات فرستادن، شهادتین گفتن. 4 قل خوندن و فوت کردن به خودت. یا اینکه کارایی بکنی که خیلی بی ربط باشن مثل اینکه 25 بار دهنت رو بشوری یا بری حموم و سرت رو چند بار با شامپو بشوری و.....
اما همه ی این فکرا و کارا درمان پذیره، منتها اگه دیر اقدام شه درمان سخت تر می شه
امیدوارم مشکل شما هم حل شه. امیدوارم که برای حل مشکل خودت هم همت کنی
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 12:46 ب.ظ
سلام من متن زیبا تون خوندم واقعا شما دچاره
وسواس فکری بودید! من الان 3ساله افکاری که دوست ندارم وارد ذهن مشود
چهارشنبه 27 فروردین 1393 04:24 ب.ظ
سلام.من متن شما را خوندم. امید شما به زندگی و این که فکر کردن به این که کسی حرفم میفهمه به من امید مضاعف داد. برام دعا کنید از این بحران بیرون بیام.
مهدی سلام
إن شاءالله شما حتما خوب میشید...هر وقت کمک خواستید به ته دلتون مراجعه کنید...خدا منتظرتونه...به امید سلامتی شما/برادر شما مهدی
سه شنبه 28 آبان 1392 03:20 ب.ظ
با سلام
دیگر اب از سر من گذشته نه اینکه فکر کنید خودکشی می کنم نه . من اخرتم را به دنیای فانی نمی فروشم من به زندگی ادامه خواهم داد مانند یک مرده متحرک افکاری به ذهنم میاد که حتی از گفتنش پیش روانشناس ودوستانم شرم می کنم وکاری جز صبر ندارم چون هیچ کس باور ناره یا علی
مهدی سلام
می دونید من وقتی برای اولین بار رفتم پیش روانپزشک چه چیزهایی به اونها گفتم...واقعا با خودم کنار اومدم که اگه بخوام خوب بشم باید افکار مسخره ام رو به دکتر بگم و همه واقعیت رو گفتم...
الان که فکر میکنم باورم نمیشه...
دوست من خدا بخاطر تمام لحظاتی که بیمارید از گناهانتون کم میکنه و اگه در برابر بیماری صبر کنید و بهش ایمان داشته باشد بهتون پاداش میده و مطمئن باشید بالاخره خوبتون میکنه شاید خدا می خواد از شما یک بنده خوب بسازه برا خودش...منم باورم نمیشه خوب شدم...
با آرزوی سلامتی شما
مهدی
سه شنبه 11 تیر 1392 06:09 ب.ظ
سلام به همه کسایی که مشکلات فکری دارن مثل من.من هنوز خوب نشدم ولی با عبادت وارتباط با خدا تونستم کنترلش کنم.به همگی توصیه می کنم سوره یس ومحمد وفتح ومخصوصا زیارت عاشورا رو حتما بخونید.با آرزوی سلامتی برای همه
مهدی سلام دوست عزیزم
من برات آرزو می کنم کاملا خوب بشی.مطمئن باش با راهی که تو انتخاب کردی یعنی عبادت درمانی حتما خوب میشی.منم زیاد دکتر رفتم ولی تا زمانی که خدا رو پیدا نکردم آروم نگرفتم و اعتماد بنفس و قدرت غلبه بر افکار منفی رو بدست نیاوردم.دارو و بقیه درمان ها رو باید ما به عنوان وسیله بهش تمسک پیدا کنیم ولی درمان ما فقط دست خود مهربونشه.بازم تاکید می کنم از بقیه درمانها هم غافل نشید و از آنها استفاده کنید تا خدا بهتون شفاء بده.با آرزوی سلامتی برا همه ی دوستای خوبم.مهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.