تبلیغات
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا - درد بی درمان وجود ندارد
 
وبلاگ شما؛ درمانگاه افسردگی اساسی، وسواس فکری، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
یکشنبه 6 اسفند 1391 :: نویسنده : مهدی

پیامبر گرامی اسلام « ص » فرموده اند:

ما أنزل الله من داء إلا أنزل له شفاء « نهج الفصاحه »

خداوند هیچ دردی نازل نکرده، جز آن که راه درمانی برای آن قرار داده است.





نوع مطلب : معنویت درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 26 تیر 1395 11:34 ب.ظ
سلام عزیز من خدارو شکر خیلی خیلی خیلی،کم بهتر شدم شاید 2-3 درصد یه ماهه دارم دارو میخورم امشب فکر کنم نصف مطالب وبلاگتو خوندم فقط یه سوال "تو الان خوب خوب شدی؟؟خوبه خوب؟دیگه دارو نمیخوری؟ به هیچ وجه؟ یا گاهی میخوری؟" من میترسم که نکنه تا آخر عمر درگیر این بیماری بشم ترا خدا جواب بده ازت خواهش میکنم ارتباطم با خدا بهتر شده ولی یه جوری ام باورم نمیشه خوب بشمگاهی تو سرم میاد که تو مریض نیستی خوبی دارو نخور گاهی ادامه درمان سخت میشه فکر آینده ازدواج کار بچه...چی میشه با این ذهن و وسواس من ؟؟و من فقط به امید اینکه یه روز خوبه خوب بشم دارم ادامه میدم گاهی خیلی سخت میشه خیلی سخت ...فقط بگو تو الانم دارو میخوری یانه؟هر جای مطلبو دوست داشتی حذف کن فقط جوابمو بده
مهدی سلام. من از نظر بیماری افسردگی اساسی و وسواس فکری کاملا خوب شدم. من الان بدون دارو خوب خوب خوب خوب هستم و دارم از زندگی لذت می برم...باور کن، تو یه روز خوب میشی...
یکشنبه 23 آذر 1393 11:57 ق.ظ
سلام دوست عزیز
از نوشته های شما بسیار سودمند شدم و ممنونم...
مهدی سلام
خداروشکر...پس من به هدفم رسیدم
یکشنبه 20 مهر 1393 10:40 ب.ظ
سلام برادر مهربون،من 15 ساله بودم که دچار وسواس فکری عملی شدم،یه مدت دارو خوردم و خوب شدم به لطفخدا
الان بعد 5 سال باز اومده سراغم،واقعا تحملش طاقت فرساست،مثل دیوونه ها شدم و همش فشارم میفته و زیر سرمم،یه روز به تومور مغزی گیر میدم و فکر میکنم تومور دارم و سردرد میگیرم،یه روز به ایبولا گیر میدم فکر میکنم گرفتم و میترسم،واقعا اگه این وضع ادامه پیدا کنه داغون میشم،یکم باهام صحبت کن داداش،امروز سر نماز با گریه از خدا کمک خواستم،خیلی دارم اذیت میشم خدا خودش به دادم برسه
مهدی سلام
ممنون از محبت شما
شما باید بعد از خوب شدن مواظب سلامتی خود می بودید، چون اگه تحت همون فشارهای روانی یا همون شرایط محیطی یا روش های زندگی اشتباه که باعث این بیماری شده، دو باره قرار بگیرید احتمال زیاد بیاریتون بر می گرده...ولی چون شما قبلا هم خوب شدید، ان شاء الله دو باره خوب میشید...دو باره به روانپزشک یعنی متخصص اعصاب و روان مراجعه کنید و داروهایی را هم که چند سال پیش مصرف کردید و خوب شدید رو هم بگید احتمالا باید همون داروها رو دوباره مصرف کنید...تو ارتباط خیلی خوبی با خدا داری ازش کمک بخواه...با دعاهای صحیفه سجادیه باهاش صحبت کن..البته به ترجمش هم توجه داشته باش...تو خوب میشی اینو داداشت میگه...مهدی
یکشنبه 16 شهریور 1393 12:22 ب.ظ
سلام منم وسواس دارم گاهی اوقات سر نماز فکر می کنم خدا عبادتو نماز منو قبول نداره یا من درست خدا رو عبادت می کنم یانه دیگه نمی دونم چی کار کنم دست خودم نیس گاهی به وجود خدا هم شک می کنم می ترسم یک روز خدا روشو از من بر گردونه و بد بخت بشم دکترم نمی خوام برم چون می ترسم که خانواده و فامیل از این موضوع خبر دار بشن
مهدی سلام. باید به پزشک مراجعه کنید...نترسید! خانواده شما اگه متوجه بشود، هیچ اتفاقی نمی افتد...شما نباید در مورد نام بیماری و طرز تفکر خود چیزی به دیگران بگوئید...شما در پاسخ دیگران تنها باید بگویید: من اعصابم یه کم ضعیفه. همین! شما نباید بگویید: من مبتلا به اختلال افسردگی اساسی یا وسواس فکری هستم! چون آنها هیچ گاه متوجه نمی شوند که شما چه می گویید، شما هم نباید چنین انتظاری داشته باشید. خویشاوندان و دوستان شما هیچ وقت بیماری شما را متوجه نمی شوند، مگر این که خود شما بگویید...!؟ شما قرار نیست همیشه بیمار باشید. شما به زودی بیماری خود را شکست خواهید داد، و یک زندگی موفق را تجربه خواهید کرد، مگر اینکه خودتان نخواهید و تلاشی نکنید...
دوشنبه 27 مرداد 1393 08:18 ب.ظ
سلام ممنون از وبلاگ خوبتون که در روز های نا امیدی همدم من بود چند ماه پیش به علت قطع دارو خیلی حالم بد شده بود ولی با وبلاگ شما خیلی امیدوار شدم الان دوباره داروهام رو مصرف میکنم و با دارو خیلی خوب هستم . ولی یه سوال از شما دوستان عزیز و آقا مهدی دارم من که یک دختر بیست ساله هستم و خواستگار های زیادی دارم و هیچ کس از بیماری من ومصرف دارو خبر ندارد باید چه کنم ؟موضوع را با خواستگار ها چگونه مطرح کنم ؟ شماهایی که مجرد هستید چه می کنید؟
مهدی سلام
شما سالم هستید...شما هم مثل بقیه آدما هستید...فقط یکم اعصابتون ناراحته همین.در مورد بیماریتون من نمی دونم که باید به خاستگارتون بگید یا نه ولی اگه یه وقتی کسی خواست به خواستگارش در مورد بیماریش چیزی بگه فقط باید بگه من اعصابم یکم ناراحته...بی خود یه جوری صحبت نکنید که فکر کنن شما دیوانه اید یا یک مشکل خاصی دارید...بیشتر آدم ها مشکل روحی دارند و ازش خبر ندارند و دنبال درمانش نیستند... حتی خود خواستگار هم شاید مریض باشه و خبر نداشته باشه...اضطراب ، وسواس ، افسردگی یا هر نوع مشکل روحی دیگه...من توصیه میکنم این موضوع رو اگه خواستید بگید قبل عقد بگید تا ضربه نخورید..ازدواج و خوشبخیتون دست خداست...امیدتون به خدا باشه..برادرتون مهدی
پنجشنبه 23 مرداد 1393 10:30 ب.ظ
سلام دوستان
منم یکی از همدرداتونم,وسواس فکری گاهی جونمو ب لبم میرسونه..
ولی خدارو شکر با توکل ب خدا هنوز زنده ام..
1چیزی رو خوب یاد گرفتم,اینکه هروقت حالم بد شد 1 آیت الکرسی میخونم با3 بار تکرار آیه های17و 18 سوره ی روم,
بهتون پیشنهاد میکنم شما هم بخونید..
شاد و سلامت باشید
شنبه 10 خرداد 1393 02:08 ب.ظ
سلام وبلاگت واقعا عالیه من هم مثل تو هستم حدود دوسالی هست پیش حدود سه دکتر هم رفتم الان حدود 7 ماهه دارو می خورم خیلی بهتر شدم من هم تازه معنی زندگی رو می فهمم
مهدی سلام دوست عزیزم
خداروشكر كه داری خوب میشی...سعی كن خالصانه با خدا انس بگیری و بهش دل بدی و ازش كمك بخواهی ...به درمانت ادامه بده...به حرف مادرت هم گوش كن و اصلا توجهی به كارهای برادرت نكن...و براش دعا كن خدا اخلاقشو درست كنه..من و همه ی دوستان آرزوی سلامتی تو را داریم...برادر بد تو...مهدی
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:47 ب.ظ
واقعا وبلاگتون عالی وآرامشبخش،امیدوارم من هم روزی مثل شما خوب وقوی وبااعتماد به نفس بشم.
مهدی ان شاءالله...فقط باید صادقاته به خدا دل بدید و ازش کمک بخواهید و هیچ وقت شکست رو قبول نکنید و با اعتماد به نفس کامل و مطمئن از اینکه خوب میشید؛ به دنبال درمان باشید...مهدی
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 10:50 ق.ظ
سلام الان چند مدته که از وسواس فکری به شدت رنج میبرم غرق شدن توافکار منفی خیلی عذاب اوره وقتی به دوستام می گم به چه چیزایی فکر می کنم مسخرم می کنن از درسو مشقو زندگیم موندم وقتمو بافکر کردن به افکار منفی که کنترلش دست خودم نیست هدر می دم دعام کنین از ته دل حداقل شما دردمو می فهمینواینکه مطالبتون خیلی بهم کمک کرد ممنونم از شما

مهدی سلام. غرق شدن در افکار منفی اشتباهی بزرگ است...باید به فکر اصلاح سبک زندگی خود و درمان باشید. این تنها راه نجات شماست...
شنبه 2 فروردین 1393 05:36 ب.ظ
واقعا از نحوه برخورد شما با نظرات دیگران
و توصیه امیدواری و استمداد از خداوند متعال
و اینکه پزشک بخصوص و یا داروی بخصوصی رو معرفی نمی کنی (چون این کار یه دکتره )
و در میان گذاشتن تجربیات خودت با دیگران ، خیلی خوشم اومد. وبلاگت عالیه.موفق باشی .
-
سلام دوست عزیز مطالبتون واقعا امیدوار کننده بود منم به افسردگی و وسواس فکری مبتلا هستم چون نمیتونم جلوی افکارم رو بگیرم سرد و بی احساس شدم اما به درمان دینی و دارویی اعتقاد ویژه ای دارم ازتون خواهش میکنم بگید کدوم دکتر رفتید؟ لطفا اسمشو برام میل کنید
مهدی سلام
ممنون
منم برای شما و همه دوستان آرزوی سلامتی دارم و از اینکه به درمان دینی و توکل بر خدا و کمک او خیلی اعتقاد دارید خوشحالم .رمز موفقیت و سلامتی من این بود که به خدا صادقانه دل دادم و ازش کمک خواستم ...دکتر من خدا بود و خودش تو کتابش گفته وقتی مریض میشید من شفاتون میدم و.... .ما فقط باید پزشک ها رو وسیله قرار بدیم .من پیش خیلی از دکتر ها رفتم همشون هم گفته میشد خیلی خوبند ولی نتیجه نمی گرفتم.
من هیچ پزشكی رو معرفی نمیكنم...و البته پزشک خوب رو نفی نمیکنم و توصیه میکنم پیش هر پزشکی نرید و عمر خودتون رو تو مطبشون تلف نکنید اگه دیدید نتیجه نمی گیرید دکترتون رو عوض کنید.
هر جا كه رفتنش براتون راحتره یا به دلتون افتاده برید و امیدتون فقط به خدا باشه؛
یادتون باشه فقط خدا...مطبش خیلی نزدیکه...توی قلبتون...
با آرزوی اینکه دل همه ما خدایی بشه...
مهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.