تبلیغات
درمان وسواس فکری، افسردگی اساسی، اضطراب و فوبیا
 
درمان وسواس فکری، افسردگی اساسی، اضطراب و فوبیا
من درحالیکه کاملا از زندگی ناامید شده بودم با کمک خدا توانستم بر این بیماری غلبه کنم...مطمئن باش تو هم میتونی..تسلیم نشو...
درباره وبلاگ


وبلاگ شما؛ میانبری برای بازگشت به زندگی
این وبلاگ تنها به عشق کمک به کسانی که به بیماری های خلقی و اضطرابی مبتلا هستند و یا بوده اند فعالیت می کند.
تنها به سوالاتی که پاسخ آن از طریق بخش نظرات قابل دریافت نباشد، به وسیله پست الکترونیک وبلاگ شما پاسخ داده خواهد شد.

مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
نظرسنجی
اگر شما به یکی از بیماری های افسردگی اساسی، وسواس، اضطراب فراگیر، فوبیا و ... مبتلا هستید لطفا پاسخ دهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد ماوس

 پخش زنده حرم
چهارشنبه 6 مرداد 1389 :: نویسنده : مهدی

زمانی نمی دانستم که به افسردگی و وسواس فکری مبتلا هستم فکر می کردم( نه باور داشتم) که آدم ضعیف و بد بخت و اینکه توانایی های دیگران را ندارم و ... هستم ساعت ها جایی می نشستم و با افکارم درگیر بودم نه می توانستم درس بخوانم چون تمرکز نداشتم نه می توانستم بخندم اگر هم می خندیدم دروغ بود درونم طور دیگری بود نه به آینده امید وار بودم و ... تا همان جاهایی که الان بیشتر شما فکر می کنید دقیقا مثل شما حق دارید باور نکنید و بگویید من فرق می کنم چون من هم باور نکردم و همین حرف را زدم و این باعث شد من دو سال به پزشک و روانشناس مراجعه نکنم و بیماری ام بدتر شود ولی خواهش می کنم شما دیگه باور کنید

همیشه از خدا طلب کار بودم و می گفتم این چه عدالتی است که من باید در17سالگی این طوری زندگی کنم من که از بچگی نماز می خوندم و روزه می گرفتم چنین سرنوشتی باید داشته باشم و...  زمانی به پزشک مراجعه کردم که از همه چیز نا امید شده بودم و  خواستم آخرین شانسم برای بازگشت به زندگی را امتحان کنم برای همین به یک روانپزشک مراجعه کردم که تعدادی دارو به من تجویز کرد و همچنین مرا به هفت جلسه روان درمانی نزد یک کارشناس روانشناسی بالینی ارجاع داد روانپزشک گفت که به افسردگی مبتلا شده ای من تا آن زمان دیدگاهم نسبت به افسردگی مثل اکثر شما یک حالت بی حالی بود زمانی که فهمیدم افسردگی دارم رفتم به کتاب های روانشناسی و سایت های روانشناسی که در مورد افسردگی بودند مراجعه کردم وآن وقت بود که فهمیدم که در وجود من چه هیولایی وجود دارد شاید افسردگی و وسواس فکری از هیولا هم بدتر باشد چون آرام آرام همه چیز را از آدم می گیرد لذت زندگی- تمرکز-انرژی وجود انسان و ...  آن چه آرامش را از شخص مبتلا به افسردگی و وسواس فکری می گیرد افکار منفی و تکرار مداوم این افکار در ذهنش می باشد که فقط شما که مبتلا هستید می دانید من چه می گویم من هم فقط برای شما می نویسم دارو هایی که روانپزشک به من داد تغییری در من ایجاد نکرد در حالی که من حدود هشت ماه این دارو ها را زیر نظر این پزشک مصرف کردم البته من نباید هشت ماه خود را صرف یک پزشک می کردم باید بعد دو ماه دکترم را عوض می کردم چون من اطلاعات زیادی را در این مورد بدست آورده بودم و انگیزه زیادی برای مقابله با این بیماری بدست آورده بودم  نا امید نشدم و به روانپزشک (متخصص اعصاب و روان)دیگری مراجعه کردم  چند ماه هم دارو های این روانپزشک را مصرف کردم و هیچ تغییری در من ایجاد نکرد فقط خواب آلودگی پیدا کردم و فقط می خوابیدم یک روز تا ساعت 10صبح یک روز 11 یک روز 12 به طوری که اگر کسی به زور بیدارم نمی کرد تا ساعت 2بعد ظهر هم می خوابیدم نه اینکه خودم بخوابم نمی توانستم بیدار بشوم به متخصص اعصاب و روان دیگری مراجعه کردم ولی این سومی دارویی به من داد که واقعا معجزه کرد یک ماه اول  بهبودی احساس نمی کردم تو بروشور دارو هم نوشته بود حداقل 3 هفته برای شروع اثرات درمانی زمان نیاز است ولی بعد از یک ماه احساس کردم بهتر می شوم البته خیلی کم. انگیزه ام بیشتر شد و دوباره پیش این دکتر رفتم مقدار مصرفم را از 50 میلی گرم به 75تغییر داد حدود سه ماه بعد مصرف این دارو طرز فکرم خیلی بهتر شد مثلا 15الی 20درصد شاید ظاهرا این مقدار خیلی نباشد ولی برای منی که قبلا از همه چیز نا امید شده بودم و الان می توانستم کمی از زندگی لذت ببرم و به آینده امیدوار باشم این مقدار برایم خیلی خیلی زیاد بود دیگه پیش دکتر نرفتم و دوماه دیگه هم همین دارو را خوردم چون دارویی را که با بدنم سازگار بود را پیدا کرده بودم تصمیم گرفتم به جای اینکه پیوسته پیش یک پزشک بروم از تجربیات دیگر پزشک ها هم استفاده کنم فقط زمانی که پیش دکتر جدید می رفتم می گفتم که این دارو برایم سازگار است اگر داروی مکمل دیگری نیاز است بنویسید بعد از یک سال از مصرف این دارو وضعیت بهبودیم به 60 در صد رسید این یک سالی که من این طوری گذراندم اولین سال کنکورم بود در حالی که دیگران درس می خواندند من نمی توانستم! چون تمر کز نداشتم و افکار منفی پیوسته در ذهنم تکرار می شد من این سال قید کنکور را زده بودم چون چیز مهمتری می خواستم بدست بیاورم و آن سلامتی ام بود من به خوبی فهمیده بودم که مهمترین جیزی که من برای موفقیت در کنکور به آن نیاز دارم سلامتی ام است پس امیدوارانه برای بدست آوردن آن تلاش کردم کار دیگری را که به جز دارو خوردن و خواندن کتاب انجام می دادم ورزش بود در همان ابتدای بهبودی در حالی که بیش از یک ماه نگذشته بود به دلیل اینکه در کتاب هایی که خوندم به ورزش و اثرات مثبت آن بر درمان افسردگی تاکید شده بود در کلاس تکواندو ثبت نام کردم ورزش باعث اعتماد به نفس بیشتر من و هم چنین باعث شد من از زندگی ام لذت بیشتری ببرم وقتی با دیگر بچه ها مبارزه می کردیم و می توانستم آنها را شکست بدهم به قدرت خود ایمان آوردم و فهمیدم من نه تنها از دیگران ضعیف تر نیستم بلکه قوی تر هم هستم همچنین جملات طلایی که روانشناسان در کتاب هایشان نوشته بودند خیلی به من کمک کرد مثلا یک جمله از آنها این بود: زندگی در دنیای واقعی برای ما غیر ممکن نیست بلکه در دنیایی که خودمان در ذهنمان ساخته ایم غیر ممکن است با همه ی این آگاهی هایی که پیدا کردم به اینکه من آدم قوی ای هستم ایمان آوردم و گفتم تا زمانی که من صد بار تلاش نکنم و صد بار شکست نخورم باور نمی کنم که ضعیف هستم  الان بعد از دوسال هنوز این دارو را مصرف می کنم و هنوز هم این جمله در ذهنم است الان من بیش از 90 درصد بهبودی پیدا کردم زندگی من الان هم عادی نیست با این تفاوت که قبلا کیفیت زندگی ام پایین تر از دیگران بود اما الان کیفیت زندگی ام بالاتر از دیگران است افکار منفی بعضی مواقع می خواهد به ذهنم بیاید ولی نمی تواند و کمتر از 30 ثانیه شکست می خورد الان من در هر ماه به اندازه ی یک سال دیگران از زندگی ام لذت می برم مثل کسی که تازه متولد شده است انرژی باور نکردنی روحیه ای شادی دارم و... همه ی اینها را لطف خدا می دانم الان می دانم عدالت خدا یعنی چه...همیشه در زندگی سختی و آسانی وجود دارد و خداوند همیشه انسانها را می آزماید تا آنان را به جایگاهی والاتر برساند یک جمله می گوید هر وقت دیدی که در زندگی ات تاریکی افتاده بدون خدا می خواهد یک تصویر زیبا ازت بسازد چون زیباترین عکس ها در تاریکترین اتاق ها ساخته می شود و با ارزش ترین جواهرات در سخت ترین شرایط... الان آنقدر اعتقاد قلبی به خدا پیدا کردم که نمی توانم توصیف کنم همانطور که گفتم من دوسال تمام مثل یک درختی که شکسته و روی زمین افتاده و فقط ریشه هایش کمی در خاک است بودم البته این را فقط خودم می دانستم و خدا. من طرز فکرم را به هیچ کس نمی گفتم شما هم به هیچ کس نگویید آنها هر چه قدر هم سواد داشته باشند اگر طرز فکرتان را بگویید فکر می کنند شما دیوانه اید وضعیت شما را فقط خدا درک می کند خودتان و متخصصین اعصاب و روان و روانشناس ها و کسانی که به این بیماری مبتلا شده اند مثل من ...من پنج سال است که به این بیماری مبتلا هستم البته تقصیر خودم بود اگر دوسال اول نمی گفتم که پزشک نمی تواند به من کمک کند من واقعا همین طوری هستم که فکر می کنم و... زودتر بهبودی پیدا می کردم ولی به شما می گویم از وضعیتی که در آن هستید افسوس نخورید و نگویید زندگی ام بیهوده می گذرد و ... چون بعد از اینکه بهبودی اتان از 70 درصد بالاتر رفت آنقدر با کیفیت زندگی می کنید که خودتان هم باور نخواهید کرد آنقدر هیجان درونتان زیاد می شود که من الان هر چه قدر هم بخواهم توضیح بدهم باور نمی کنید انشاالله بعد بهبودی از هر روزتان به اندازه ی یک هفته دیگران لذت می برید من پنج سال است روی این بیماری کار کردم مطالعه کردم و مهمتر ازاینها اینکه عملا روش های توصیه شده ای روانپزشک ها و کتاب ها را روی خودم آزمایش کردم و نتیجه ی آنها را مشاهده کردم من قبل از اینکه به پزشک مراجعه کنم در بدترین شرایط ممکن قرار داشتم... من خیلی دوست دارم به شما کمک کنم چون خوب می دانم الان به شما چه قدر ظلم می شود من دشمن درجه یک افسردگی  و وسواس فکری هستم امسال بعد از دو بار شکست در کنکور توانستم در سرجلسه آرامش ذهنی و تمرکز داشته باشم و خیلی خوب امتحان دادم البته اگر بهبودی صد در صد داشتم غوغا می کردم می خواهم رشته روانشناسی بالینی را انتخاب کنم و در زندگی ام در همین زمینه فعالیت کنم پس اول از خدا صادقانه کمک بخواهید و بر او توکل کنید و بعد با وبلاگ شما همراه باشید ..... ادامه دارد

 

 





نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 30 مهر 1395 :: نویسنده : مهدی
  • آشفتگی
  • عرق زیاد
  • اسهال
  • تب
  • افزایش رفلکس
  • نا هماهنگی
  • اغتشاش شعور
  • جنون مختصر
  • انقباض ناگهانی عضله
  • لرزش
  • آریتمی قلبی
  • کوما
  • تشنج

این بیماری بر اساس تداخل دارویی ایجاد می شود. از خود درمانی بپرهیزید.





نوع مطلب : دارو درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 2 مهر 1395 :: نویسنده : مهدی

آیا توجه کرده اید چه غذاهایی باعث می شود شما ذهنتان آشفته شود و ...





نوع مطلب : رفتار درمانی، تغذیه درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 25 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی
  • درک معنای زندگی
  • تغییر و اصلاح سبک زندگی
  • هرگز تسلیم نشو
  • همیشه امیدوار باش
  • همیشه تلاش کن
  • دارو درمانی
  • معنویت درمانی
  • رفتار درمانی
  • روان درمانی
  • کتاب درمانی
  • ورزش درمانی
  • موفقیت در انتظار توست...






نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 16 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی

ما باید به گونه ای زندگی کنیم که برای آن آفریده شده ایم...






نوع مطلب : بازگشت به زندگی، رفتار درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 15 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی
  • افسردگی اساسی
  • وسواس فکری
  • وسواس عملی
  • اضطراب فراگیر
  • اختلال پانیک
  • فوبیا
  • مانیا
  • سندرم خستگی مزمن
  • اختلال خود بیمار انگاری
  • اختلال بد ریخت انگاری بدن
  • این لیست تنها برای آگاهی و مطالعه بیشتر شما تهیه گردیده است. تشخیص و درمان بیماری شما تنها توسط متخصص اعصاب و روان امکان پذیر می باشد.
  • عدم آگاهی فرد از بیماری عصبی قابل درمان خود، باعث بدتر شدن بیماری و زندگی با افکار منفی در دنیای خیالی می شود.




نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 13 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی




نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 شهریور 1395 :: نویسنده : مهدی




نوع مطلب : معنویت درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 




نوع مطلب : معنویت درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 21 تیر 1395 :: نویسنده : مهدی

تو را به مهربانی قسم، دعایم کن...مهدی

ان ربی لسمیع الدعا « حضرت ابراهیم «ع»: به یقین پروردگار من، شنوای دعاست » آیه 39، سوره ابراهیم





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب : بازگشت به زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 8 خرداد 1395 :: نویسنده : مهدی


آیا می دانید در بسیاری از موارد عوارض عدم مصرف داروها از عوارض مصرف داروها بیشتر است؟

آیا می دانید مقاومت دارویی یعنی چه؟

آیا می دانید تداخل دارویی یعنی چه؟





نوع مطلب : دارو درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مهدی

و قال لبعض اصحابه فی علة اعتلّها: جعل الله ما کان من شكواك حطّا لسیئاتك، فان المرض لا اجر فیه، ولكنّه یحطّ السیئات، و یحتّها حتّ الاوراق، و إنما الأجر فی القول باللّسان، و العمل بالأیدی و الأقدام، و ان الله سبحانه یدخل بصدق النیة و السریرة الصالحة من یشاء من عباده الجنه «نهج البلاغه، حكمت 42»

و به یکی از یارانش که بیمار بود، فرمود: خدا آن چه را که از آن شکایت داری «بیماری» موجب کاستن گناهانت قرار داد، در بیماری پاداشی نیست اما گناهان را از بین می برد و آنان را چونان برگ پاییزی می ریزد، و همانا پاداش در گفتار به زبان و کردار با دست ها و قدم هاست، و خدای سبحان به خاطر نیت راست و درون پاک، هر کس از بندگانش که بخواهد وارد بهشت خواهد کرد.





نوع مطلب : معنویت درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 12 دی 1393 :: نویسنده : مهدی


شما و ازدواج عنوان سلسله مطالبی است که در آن من قصد دارم به شما بگویم چگونه باید با امر ازدواج روبرو شوید. هم اکنون که دارم این مطلب را می­نویسم گروه هدف من کسانی هستند که به یکی از بیماری­های روانپزشکی افسردگی، وسواس (عملی یا فکری)، اضطراب یا ترس و یا سایر بیماری­های اضطرابی مبتلا هستند و هم اکنون در شرایط ازدواج قرار گرفته­اند و بیم آن دارند که مبادا مشکلات روحی آنها باعث پیدایش مشکلات زناشویی در زندگی مشترک آنها بشود. اقدام به نوشتن این کلمات برایم خیلی سخت بود چرا که این واژه­ها قرار است در آغاز زندگی مشترک دو انسان تاثیر گذار باشند...اما سوالات متعدد مخاطبان در این حوزه و عدم دسترسی بسیاری از افراد به مشاورانی آگاه، باعث شدند تا با تکیه بر یاری خداوند و بهره­گیری از دانسته­های دینی و روانشناسی خود، با نوشتن سلسله مطالبی کوتاه در این حوزه، وسیله­ای باشم تا خداوند یکتا رحمت خود را به بندگان خود برساند و آنها را به راهی که باعث رستگاری آنها خواهد شد، رهنمون کند. ان شاء الله

از انبوه سوالاتی که من با آنها روبرو بوده­ام، سوالی که از فراوانی بسیاری برخوردار بوده این است که: آیا من با این شرایط روحی می­توانم ازدواج کنم؟ یا من به خواستگار خود چه جوابی بدهم؟(مثبت یا ؟)

من به یقین به شما خواهر یا برادر عزیزم جواب می­دهم: بله، نه تنها امکان ازدواج برای شما وجود دارد بلکه شما می­توانید به یک زندگی مشترک موفق دست پیدا کنید، به شرطی که:

1.هیچ گاه مسئله درمان را شوخی نگیرید و سعی کنید به هر شیوه­ای ممکن به خودتان کمک کنید. همیشه یادتان باشد شما در زندانی، زندانی شده­اید که کلید آن در دست خودتان قرار گرفته است.

2. شما باید از هم اکنون که این مطلب را می­خوانید سعی کنید شیوه­ی زندگی خود را به میزان قابل توجه­ای تغییر داده و آن را اصلاح کنید. فراموش نکنید اگر شما اکنون دچار این مشکلات شده­اید، تنها به این دلیل است که در گذشته شیوه­ی نادرستی را در زندگی و رفتار شخصی و اجتماعی خود داشته­اید.

3. جایگاه ویژه­ای برای معنویت در زندگی مشترک خود اختصاص دهید و باور داشته باشید که اگر زندگی مشترک شما، بر پایه­ی معنویت و خشنودی خداوند استوار باشد، هیچ عاملی را توانای آن نخواهد بود تا خللی بر زندگی شما وارد کند. این وعده­ی الهی است....

منتظر مطالب بعدی باشید.............................................با آرزوی لحظه­های زیبا برای شما...برادر شما: مهدی





نوع مطلب : ازدواج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 آذر 1393 :: نویسنده : مهدی

اگر شما هم اکنون به بیماری های روانپزشکی مبتلا شده اید، نشانگر این است که شما در گذشته روش اشتباهی در زندگی فردی و اجتماعی خود داشته اید ، لذا یکی از مهمترین ارکان درمان بیماری شما اصلاح و تغییر شیوه زندگی خود می باشد...شما باید در تفکرات و جهان بینی خود تغییرات بزرگی به وجود آورید، تغییراتی که باعث می شود عواملی که در گذشته باعث پیدایش فشار روحی و عصبی در شما می شدند، اهمیتی برای شما نداشته باشند...





نوع مطلب : رفتار درمانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : مهدی

سلام بر مخاطبان عزیز وبلاگ شما

می خوام جواب یه سوال رو که دوستان خیلی می پرسن بدم و اون سوال اینه که چرا من به بعضی از سوال­ها جواب نمی دم؟

دلایل :

1.تکراری بودن سوالات

2. زیاد بودن تعداد سوالات

3.نداشتن وقت و در نتیجه سعی در پاسخ گویی فقط به سوالات مهم و غیر تکراری!

4.آشفته نشدن ذهن بازدید کننده عزیز به خاطر نظرات زیاد و کم اهمیت تر و دسترسی سریع به جواب سوالهای مهم...

5.گاهی اوقات مطلبی در متن سوال یا نظر وجود داره که قابل انتشار عمومی نیست مثلا یک توصیه یا مطلب نادرست؛ شماره تلفن یا ایمیل و....

6.من جزئیات حالات دوران بیماریم رو به خاطر ندارم و بعضی سوالات در این باره است که جوابش رو بلد نیستم و انتشار این سوال و جواب هیچ سودی برای بقیه نداره.

7.گاهی اوقات سوالات و نظرات از طرف شما خصوصی میشه و این عمل امکان پاسخ گویی رو از من می گیره...

8.من پزشک معرفی نمی کنم...چون با توجه به تجربه خودم و معرفی به چندین نفر و عدم نتیجه؛ این کار فایده ای ندارد.

9.من حق معرفی دارو ندارم واین کار از لحاظ شرعی و عقلی و قانونی درست نیست و دارو فقط باید توسط روانپزشک به صورت بالینی یعنی بعد معاینه حضوری و به میزان لازم برای هر فرد تجویز بشود و روند تاثیر و عوارض تحت نظر پزشک باشد.

10. من به سوال های مطرح شده از طریق بخش ارتباط با مدیر یا پست الکترونیک تنها در صورتی پاسخ می دهم که سوالات قابل طرح در بخش نظرات نباشد، لطفا تا حد ممکن سوال خود را از قسمت نظرات مطرح کنید.

.

11. امیدوارم به خاطر عدم پاسخگویی به سوالتون؛ از دستم ناراحت نشید...باور کنید اگه شما هم جای من بودید، نمی تونستید...کلی ایمیل و سوال برام ارسال میشه...آرزو می کنم هر چی زودتر خوب بشی و روزگار شاهد موفقیت تو و خنده های زیبایت باشه...برادر بد شما ...مهدی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5